ازدواج به عنوان طرحی برای کسب آرامش و تامین نیازهای آدمی همیشه در پیش روی انسان قرار داشته است.

پس بدین جهت معمولاً افراد در تلاش هستند تا با استفاده از ابزارهایی که در اختیارشان می باشد این مرحله را به بهترین نحو، پشت سر بگذارند و در امر همسریابی و همسرگزینی بهترین شریک را برای خود انتخاب نمایند تا در ادامه زندگی مشترکی سراسر پر از رضایت و سلامت روان، داشته باشند.

در این بین چنانچه معیارهای شایسته برای انتخاب همسر موجود نباشد گام اول در ازدواج به نیکی برداشته نخواهد شد و نتیجه آن نیز کاهش کیفیت زندگی مشترک خواهد بود.

نیاز زوجین به یکدیگر از نیازهای ذاتی آدمی می باشد و به دلیل ذاتی بودن این نیاز همواره همراه انسان خواهد بود. در واقع ازدواج از این نیاز سرچشمه گرفته است، که به مانند دیگر نیازهای ذاتی و طبیعی بهتر است در قالب الگوی مناسب تامین گردد و مقابله با آن آثار نامناسبی برای خود شخص و اجتماع در پی خواهد داشت.

تشکیل خانواده معمولترین شیوه پاسخگویی به این نیاز  در تمام جوامع می باشد که به علت نقش حیاتی آن در بقای نسل به عنوان پر اهمیت ترین نوع ارتباط شناخته می شود. پس بدین منظور برای رضایت از زندگی زناشویی و نیز تامین سلامت خانواده، شیوه همسریابی و همسرگزینی و انتخاب مناسب همسر ، امری بسیار پر اهمیت می باشد و پرداختن به این موضوع به صورت جدی نشان دهنده اهمیت این مطلب می باشد.

موفقیت در انتخاب همسر اولین مرحله در چرخه زندگی خانوادگی می باشد که موفقیت در مراحل بعدی را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.

واقعیت این است که در اجتماع بسیاری از افراد به صورت کاملاً فردی دست به انتخاب همسر می زنند و البته بسیاری دیگر نیز با کمک و راهنمایی خانواده فردی را به عنوان همسر انتخاب می کنند. در این میان دوستی ها و رابطه های پیش از ازدواج معنای خود را پیدا میکند، به واقع تشکیل خانواده بر مبنای علاقه و عشق از لحاظ تاریخ  امر جدیدی می باشد .

ازدواج ها در جهان گذشته اغلب یک رابطه رسمی و خشک برای رسیدن به یک نتیجه منطقی و نتیجه محور داشت در صورتی که امروز دختر و پسر از ازدواج هدفی بالا و مهم و به تعبیر خودشان رمانتیک و  عاشقانه در را  دنبال می‌کنند آنها قصد دارند تا وابستگی و همبستگی روانی مستحکم با همسر خود پیدا نمایند و در زندگی خویش تماس مداوم و لذتبخش با روان و جسم شریک خود داشته باشند.

در واقع می توان اظهار نمود که در جهان امروز اگر مسئله ازدواج صرفاً بدون دخالت احساس و عشق به عقل تنفیذ شود، دیگر جشنی به نام ازدواج به وجود نخواهد آمد و هر روز بر میزان دختران و پسران مجرد اضافه خواهد گردید.

در گذشته نقش جوانان در همسریابی و تصمیم خویش برای تشکیل خانواده نقش فعالی نبود و بیشتر بار این مسئولیت بر عهده خانواده هاو دوستان قرار داشت در صورتیکه در دنیای امروز برخلاف گذشته، دختر و پسر بیشترین مسئولیت را در امر ازدواج خویش بر عهده دارند.

با این معیار شاید بتوان گفت که استرس و اضطراب در مورد همسریابی و ازدواج بیشتر از گذشته جوانان را تحت تاثیر قرار می دهد که این امر خود توانایی آن را دارد تا بر متغیرهای گوناگونی پس از تشکیل خانواده تاثیرگذار باشد. یکی از پر اهمیت ترین این موارد رضایت زوجین در مسئله زناشویی خواهد بود رضایت زناشویی را می توان به عنوان معیار ادراک زوجین از این‌که شریکشان تمایلات آنها را برآورده می کنند تعریف نمود. از طرفی دیگر در سالهای گذشته، شاهد افزایش میزان طلاق و سست گشتن نظام خانواده می باشیم بگونه ای که روند ازدواج و طلاق های ثبت شده در طول سالیان اخیر در سایت سازمان ثبت احوال نشان می دهد که در سال ۱۳۸۳ به ازای هر9/8 ازدواج صورت گرفته ، یک طلاق رخ داده است و این نسبت با نزدیک گردیدن به سال ۱۳۹۲ کاهش چشمگیری داشته بگونه ای که در سال ۱۳۹۲ نسبت ازدواج به طلاق5/4 می باشد. این افزایش ناگهانی در روند طلاق باعث گردیده تا تحقیقات متعددی در مورد علت های احتمالی آن در سال‌های اخیر انجام پذیرد.

در صورتی که شما جزو اشخاصی هستید که در مورد شیوه ازدواج سنتی یا مدرن، مردد می باشید، به ادامه این نوشتار نیز توجه کنید.

عمده مسئله مشکل ساز ازدواج‌های مدرن، این است که در بیشتر این ازدواج را پسر و دختر از منظره عاطفی و رومانتیک به موضوع نظر می‌کنند و بدون دخیل کردن امر آگاهی و شناخت گام در راه تشکیل خانواده می نهند و مشکلات زوجین پس از شروع زندگی، آغاز میگردد.

 حسین پرهام جامعه شناس در این زمینه اظهار میکند:

« ملاکهای همسرگزینی با توجه به تغییراتی که در طی سالیان اخیر صورت پذیرفته، فرق نموده است، بگونه ای که افراد خواهان این هستند که بدون آگاهی و تنها از روی احساسات تن به ازدواج دهند و اغلب باورشان این است که تنها خودشان باید در انتخاب همسر خویش نقش ایفا کنند، اکنون مسئله این است که چگونه باید این تناقض را حل نمود که در نظام تربیتی رایج در جامعه ما این پدر و مادر و والدین هستند که خود را شایسته گزینش همسر برای فرزندشان می دانند و روند رایج در باورهای جوانان ما در تناقض با این موضوع می باشد.آیا در جامعه ی ما با در نظر گرفتن باورهای مذهبی و فرهنگی رایج ، ما میتوانیم ازدواج مدرن را قبول کنیم یا نه؟

ونیز آمار و ارقام های ازدواج های سنتی موفق تر است ایا ازدواج هایی که به سبک مدرن انجام گرفته؟»

حسین پرهام افزود:

به نظر اینجانب با نگاه به شرایط موجود دیگر امکان آن وجود ندارد که به طور کامل به ازدواج‌های سنتی رجوع کرد اما از طرف دیگر هم نمی توان کاملا آن را کنار گذاشت. بهتر است به جوانان اجازه داد تا با همسر آینده خویش یا کسی که او را برای همسری انتخاب نموده اند، صحبت نمایند و در عین حال از راهنمایی ها و ارشادات خانواده بهره مند گردند. پس اگر ما قصد داریم که ازدواج غیر سنتی نیز در مسیر خویش موفق گردد باید اندکی به نقش خانواده ها در این موضوع بیافزاییم و خانواده نیز باید همیاری و همکاری مورد نیاز را در این زمینه برای جوانان فراهم نمایند.

البته بهتر است منظور از ازدواج های سنتی و مدرن را به طور واضح روشن نمود.

در شیوه سنتی ازدواج که از راه خانواده‌ها صورت می پذیرد، همسریابی برای جوانان و تامین مالی آن و نیز برگزار کردن مراسم‌های مختلف ازدواج همگی زیر نظر خانواده ها صورت می پذیرد، در حالی که در ازدواج های جدید و مدرن این امور به خود دختر و پسر محول گردیده است.

در جامعه سنتی گذشته سرزمین ما بیشتر ازدواج ها با همراهی والدین صورت می پذیرفت در چنین ازدواج هایی معمولاً سن دختر کمتر از پسر بود و البته دایره انتخاب همسر بسیار محدود بود ونیز ازدواج های فامیلی بسیار رواج داشت و به علت حمایت های اقتصادی والدین آغاز زندگی برای دختر و پسر راحت‌تر بود.

هر اندازه جامعه محدودتر باشد طریقه همسریابی ساده تر خواهد بود و البته دوام و قوام زندگی زناشویی بیشتر خواهد گردید. با گسترده تر شدن جوامع و شیوه زندگی مدرن و شهری و البته بالا رفتن سطح تحصیلات به طور آهسته از میزان ازدواج‌های سنتی کم گشته و ازدواج های مدرن افزایش می یابد.

البته این تغییر به یکباره صورت نخواهد پذیرفت و ما روندی را خواهیم داشت که  به تدریج از فاکتورهای ازدواج مدرن به ازدواج سنتی افزوده خواهد گردید و احتمالاً این روند تا جایگزینی کامل همه فاکتور ها ادامه خواهد داشت.

باید خاطرنشان کنیم بیشتر جوانان امروزه دوست دارند که همسرشان را خودشان انتخاب کنند اما تفاوتهای فرهنگی و سست بودن پایه‌های شناخت و نیز توجه بیش از اندازه به ظاهر و جانشینی ملاکهای کمیتی مادی باعث گردیده است که همسریابی به شیوه مدرن دارای آسیب های بیشتری نسبت به همسریابی سنتی باشد.