🎩 سیاست - فیل ها در برابر الاغ ها


حدود 190 سال پیش، وقتی یکی از نمایندگان حزب دمکرات درحال مناظره (Debate) بود، رقیب اش یکهو به او گفت الاغ! لوگوی "الاغ" تقریبا از همان زمان شد نشان دمکرات ها وقتی توماس نست (Thomas Nast)، یک کارتونیست، ازآن ایده گرفت و در داستانهای کوتاهش با کشیدن الاغ  (jackass) دمکرات ها را با آن معرفی کرد. او، 28 سال بعد برای تصویر جمهوری خواهان از فیل استفاده کرد. فیل هم شد لوگوی مشهور جمهوری خواهان امریکا. فلسفه مهمی پشت لوگوهای این دو حزب وجود نداشت. 


برگردیم به عقب؛ خیلی قبل تر از این دو حزب، یک حزب قدرتمند و قُلدر در آمریکا وجود داشت به نام فدارل (Federalist Party). اولین حزبِ بزرگ سیاسی آمریکا. اوج فعالیت این حزب مصادف بود با بالا و پایین پریدن های فتحعلی شاه در حرمسرایش، و شیره هایی که جان ملکم خان انگلیسی مثل واجبی به سر همایونی اش می مالید تا با انگلیسی ها قرارداد یک طرفه ببندد. 


سیاستمداران فدرال پارتی  که اغلب پولدار و صاحب زمین بودند، فضایی یک قطبی ایجاد کرده، و تقریبا همیشه رئیس جمهور از میان آن ها انتخاب می شد. سالها قدرت را در کف داشتند. در میان همان احزاب ضعیف، اما یکی از همه سمج تر بود. حزب "دمکرات – جمهوری خواه" که توسط جیمز مدیسون و توماس جفرسون از پدران معنوی امریکا پایه گذاری شده بود. 


تا شانس به حزب دمکرات-جمهوری خواه روی آورد و آقای توماس جفرسون رئیس جمهور منتخب آمریکا شد. او یک روز به حزبش رو کرد و گفت؛ از امروز همه هزینه ها برای شما خواهد بود! 15 سال گذشت و همین گونه که داشت شور این هزینه ها در می آمد، یک گروه از سیاستمدارانی که کشاورزان، کارگران و مهاجران ایرلندی و برده داران از حامیان شان بودند تصمیم گرفتند از داخل حزبی به اسم Whig بیرون بیایند و حزب جداگانه ای به اسم دمکرات تاسیس کنند. که کردند. تناقضات زیادی داشتند. مثلا ضد اشراف بودند اما حامی برده داری نیز. 


کمی بعد عده ای دیگر از همان حزب Whig بیرون آمدند و تصمیم گرفتند حزب جمهوری خواهان را تاسیس کنند. آن ها اتفاقا ضد برده داری (Anti-Slavery) بودند. جمهوری خواهان اگرچه بعد از دمکرات ها قد علم کردند، اما با پیروزی آبرام لینکلن و پایان دادن او به عصر برده داری در آمریکا، نه تنها خودش به عنوان یکی از مهمترین و محبوب ترین شخصیت های تاریخ آمریکا بدل شد، که باعث شد جمهوری خواهان یک شبه جای پای خود را محکم کنند. او قهرمان امریکا شده بود. همه چیز اما خوب پیش نرفت. آبراهام لینکلن درحال تماشای تئاتر توسط یک نژادپرست کشته شد. و این یک از نوع اصغرفرهادی اش برای جمهوری خواهان بود.


سال های سال گذشت. تا اینجا دو حزب پروتکل های خاصی نداشتند. بیشتر اتفاق ها باعث می شد مردم انتخاب کنند از کدام یک استقبال کنند. در دوران ابتدایی قدرت گرفتن جمهوری خواهان دو اتفاق مهم افتاد. یکی ممنوعیت فروش و سرو مشروبات الکلی در امریکا بود، دیگری دادن حق به زنان و همسران برای ورود به دنیای سیاست و نماینده مجلس شدن. اولی جمهوری خواه ها را منفور کرد و دومی محبوب. به زمان معاصر که نزدیک تر شدیم اما بحران وحشتناک اقتصادی در سال 1928 پیش آمد. به خاطر خشم و نارضایتی، دوباره دمکرات ها با قولهای شان پیش چشم محبوب شدند. 


خلاصه این که همیشه اتفاقاتی افتاده که یکی از این دو حزب محبوب و ان یکی طرد شده تا به امروز.  از آن روز به بعد تنها یک نفر محبوب ترین رئیس جمهور جمهوری خواهان در ذهن مردم ماند. رونالد ریگان، کسی که دانلد ترامپ شعارهای اش تقریبا کپی از شعارهای اوست. در میان دمکرات ها هم این افتخار برای جان اف کندی بود، که تاریخ نگاران معتقدند باراک اوباما اکنون محبوب تر از اوست.


▫️ تفاوت های مهم این دو حزب


آن بالا یک تاریخچه پراکنده و سطحی از دو حزب نوشتم. اینجاا ما وارد تفاوت های مهم می شوم. این که امروز، این دو حزب دقیقا چه پروتکل های فکری دارند؟ 


از یک جایی به بعد این دو حزب اساسنامه ای قوی برای خود مهیا کردند. به Platform شناخته می شود. حتی رنگ انتخاب کردند. دمکرات ها استقلالی شدند، جمهوری خواهان پرسپولیسی. رنگ ها از پرچم آمریکا آمده. اگر دقت کنید در طراحی اکثر مناظره های انتخاباتی شان هم دکورها مملو از این دو رنگ آبی و قرمز است. نه مثل ما که یک بار دکور مناظره هایمان را گُلبهی می کنیم، یک بار آبیِ حوضی، یک بار هم سبزِ خیاری.  به جمهوری خواه ها همچنین می گویند GOP، یا Right-leaning؛ و به دمکرات ها left-leaning. 


▫️طرفداران


تفاوت بعدی در میزان طرفداران است. دمکرات ها حدود 40 درصد از آمریکایی ها را با خود دارند. جمهوری خواهان حدود 35 درصد را، 25 درصدی نیز یا طرفدار احزاب دیگرند، یا در آخرین لحظه تصمیم می گیرند به کدام حزب رای بدهند. (ادامه دارد)


... موقع انتخابات، رقابت ها بیشتر روی جذب همین 25 درصد است. بر نقشه آمریکا، ایالت های چپ و راست امریکا بیشتر با دمکرات ها هستند و ایالت های وسط اما بیشتر با جمهوری خواهان. 


▫️قدرت


دمکرات ها معتقدند دولت زیادی چاق است. نیازی به کنترل همه چیز توسط حکومت نیست. بدین ترتیب شهروندان دارای استقلال بیشتری می شوند. فساد هم کمتر می شود. جمهوری خواهان اما می گویند دولت باید بزرگ تر شود. روی همه امور بنشیند تا با فشارش نظمی ایجاد کند و شهروندانش را حمایت کند. معتقدند فساد از بی نظارتی می آید. 


▫️اقتصاد


دمکرات ها می گویند دولت باید حداقل دستمزد را تعیین کند. جمهوری خواه اما می گوید حداقل دستمزد را باید بنگاه ها براساس شرایط اقتصادی شان مشخص کنند. دمکرات ها می گویند پولدارها باید مالیات بیشتری بدهند تا عدالت اجرا شود. جمهوری خواهان می گویند هرکه پولدارتر است، پس باهوش تر و خلاق تر است، لزومی ندارد بیشتر از بقیه جیب هایش خالی شود. خصوصا این که آدمِ پولدار اگر پول بیشتر دست اش باشد، شغل بیشتر ایجاد می کند. این به نفع مردم است. دمکرات ها معتقد به کمک های دولتی به مردم اند، مثل بیمه های درمانی و ... جمهوری خواهان اما معتقدند در دنیای سرمایه داری، خودت باید خودت را ساپورت کنی، نه لزوما دولت. 


▫️نظامی


دمکرات ها هروقت بر سر قدرت می آیند زیر شعله بودجه نظامی را کم می کنند. جمهوری خواهان آن را تا درجه آخر زیاد می کنند. فراموش نکنیم اکثر جنگ ها را این رئیس جمهورهای دمکرات بوده اند که دکمه شروعش را فشار داده اند! فلذا، لاگول، الدمکرات الخطرناک تر.


▫️فرهنگی


دمکرات ها لیبرال اند. یعنی قایل به آزاد بودن هر انتخاب شهروند. جمهوری خواهان اما آن را محدود می کنند، می گویند برای آزادی باید سقفی کوتاه تر تعیین شود. از این رو دمکرات ها طرفدار حقوق همجنسگرایان و همسریابی و ازدواج با هم جنس (Same sex marriage) هستند، جمهوری خواهان اما با چوب می افتند دنبال شان، چون مذهبی هستند، تاجای ممکن آن را محدود و ممنوع می کنند.


 دمکرات ها با سقط فرزند ناخواسته موافق اند، می گویند حق انتخاب با مادر است. جمهوری خواهان آن را قبول نمی کنند. می گویند تو حق نداری جای انسانی دیگر تصمیم بگیری. دمکرات ها طرفدار غنی شدن فرهنگ امریکا از طریق پذیرش مهاجرین هستند، اما جمهوری خواهان می گویند مهاجر مثل وایتکس است، باعث از بین رفتن رنگ و روی ارزش های امریکایی می شود. آمریکا ترمینال جنوب نیست!


دمکرات ها می گویند بیمه درمانی باید برای همه باشد، جمهوری خواهان می گویند هرکه پول بیشتر بدهد، درمان بهتری شود. دمکرات ها با فروش و تجارت اسلحه به خصوص اسلحه های اتوماتیک مخالف اند، جمهوری خواهان حتی از فروش نارنجک هم حمایت می کنند و این را مطابق با بند دوم قانون اساسی (Second Amendment) می دانند که حق دفاع از خود را به همه داده، و محدود به نوع اسلحه نکرده. آخه نارنجک بی پدر؟ دمکرات ها مخالف بامجازات مرگ در برابر مرگ هستند (Death Penalty)، جمهوری خواهان می گویند این مساله لطفا اجرا شود، مچکریم.


▫️آرایش قدرت


امروز رئیس جمهور آمریکا منتخب حزب جمهوری خواه است. پرزیدنت ترامپ. او هیچ سابقه سیاسی در این حزب ندارد. تنها در هنگام ورود به رقابت ها خود را جمهوری خواه خواند. از عجایب این است که او بارها پیش از این به دمکرات ها کمک مالی کرده است. 


مجلس سنای آمریکا (Senate)، تقریبا شبیه به کارکرد شورای نگهبان، که هر قانونی (جز Executive Order) باید قبل از امضای رئیس جمهور به تایید آن برسد، 100 صندلی دارد. از این صندلی ها با رای مردم 52 عدد به جمهوری خواهان تعلق گرفته است، 46 صندلی به دمکرات ها. 2 صندلی نیز متعلق به احزاب نخودی. امروز جمهوری خواهان در سنا قدرت را به دست دارند و هم Party رئیس جمهور محسوب می شوند. بینگو!


مجلس نمایندگان امریکا (House of Representatives و  معادل مجلس شورای اسلامی در ایران)، که آن نیز هر قانونی باید اول به تایید آن ها نیز برسد و بعد به سنا برود، 435 صندلی موثر دارد. روی 240 صندلی جمهوری خواهان نشسته اند، روی 194 صندلی دمکرات ها. اینجا هم اکثریت با جمهوری خواهان است که نزدیک به رئیس جمهورند.


هر دو حزب در بخش سیاست خارجه تقریبا شبیه به هم عمل می کنند. جمهوری خواهان بیشتر اهل تهدید هستند، اما دمکرات ها بیشتر جنگ راه انداخته اند یا حکومت های دیگر را تغییر داده اند. برای غیرآمریکایی ها، آمدن یک رئیس جمهور از حزبی دیگر تفاوت زیادی ایجاد نمی کند، مثل فرقِ میان کوکاکولا و پپسی است، هر دوتا گاز دارد. اما برای خود مردم امریکا، صدرصد اتمسفری متفاوت ایجاد می گردد. بعدها کمی تخصصی تر وارد هر حزب خواهم شد و درباره Platform های آن ها بیشتر صحبت خواهم کرد تا بتوانید تا حدی رفتارهای سیاسی آن ها را تحلیل یا گاهی پیش بینی کنید. ▪️



منبع: پرنس جان