در یک دیدار عاطفی، وقتی قرار است او را برای اولین بار ببینیم، چشم ها می توانند شمعی در قلب ما روشن کنند. این یک قصه جهانی است. آن ها پرنفوذترین بخش صورت انسان اند. 


چشم ها دو بخش مهم دارند، فرم و نگاه. می توانند از لحاظ فرم زیبا باشند، اما "نگاه" جالبی با خود نداشته باشند. مثلا ما از افرادی با چشم های زیبا اما با نگاهی هیز (Roving eye) معذب می شویم. حس منفی پیدا می کنیم. 


در مقابل افراد بسیاری هستند که چشمانی زیبا ندارند، اما طرز نگاه آن ها خاص است. بر ما نفوذ می کند. درون ما را در می نوردد. مثل داشتن نگاهی کاریزما، نگاهی قابل اعتماد، یا چیزی عجیب تر که می دانم هندی ها به آن می گویند Kundalini look یا Sanjog.  یعنی وقتی چشم ات به چشمانش دوخته می شود، دلت می خواهد او را در آغوش بگیری، ببوسی یا حتی نخواهی یک سانتی متر میان تو و او فاصله باشد.


در نظر سنجی که در کانال پرنس جان انجام شد سئوالی مطرح بود. این که "در نخستین قرار عاطفی با کسی که می خواهید با او دوست شوید، در ظاهرِ او به کدامیک پیش از همه دقت می کنید؟" نیمی از دختر خانم ها و آقا پسرها گفته اند پیش از همه به چهره توجه می کنند. پیش از این که به تحلیل شخصی ام بپردازم کمی درباره اهمیت زیباییِ صورت می نویسم. 


زیبایی یک تعریف علمی دارد، نه تعریفی احساسی. نه پرداختی قصارگونه مثل این که "اگر من کسی را دوست داشته باشم زیبا می بینم اش". این حرف ها از نگاه زیباشناسانه فاقد ارزش و البته پرت است. زیبایی، نتیجه تناسبِ دقیق میان اجزا است. این را جراحان پلاستیک می دانند، چون تشخیص زیبایی را به شکل علمی می آموزند. آرتیست ها و معمارها نیز می دانند، چون همه عمر با مفهوم تناسب و نسبت ها سروکار دارند. اینجا ما اما درباره زیبایی صورت حرف می زنیم، نه اندام. 


می شود گفت کسی، رفتار یا کردارش می تواند سبب شود ما "زیبا نبودن" یا "زیبایی متوسط" داشتنش را Ignore کنیم. آرام آرام نادیده بگیریم. رفتار جذاب انسان ها می تواند آن ها را تودل برو (Cute) کند، یا که خواستنی (Darling) کند، اما هرگز زیبا (Beautiful) نمی کند. و همین طور علم ثابت کرده یک "بدن زیبا" هیچ وقت اثر روانی "صورت زیبا" را ندارد. به عبارت بهتر، تاثیر خاص روانی زیبایی مردان و زنان بر جنس مقابل، کمتر به خاطر اندام زیبا، که در اغلب موارد، به خاطر چهره شان است. 


می دانیم که زیبایی صورت نتیجه دریافت "ژن خوب" است. از لحاظ علمی،تحقیقاتی گفته اند افراد زیباتر، سیستم ایمنی قوی تری نیز دارند. بافت MHC در بدن آن ها قدرتمندتر است، و در نتیجه سالم تر هستند. در قدیم انتخاب پارتنر یا همسر زیبا برای پادشاهان با این عنوان بود که زنان زیبا، در برابر بیماری ها مقاوم ترند. این در تاریخ باستان باوری اشتباه نبوده.  مردان زیبا حتی میزان بالاتری از هورمون تستوسترون دارند. هورمونی که با قدرت مردانگی آن ها در ارتباط است.

چرا برای برخی، زیبایی چهره پارتنر بسیار مهم است؟ یک دلیلش این است که این افراد درباره زیبایی دچار Habituation یا خوگرفتن نمی شوند. این یعنی چه؟ بعدتر خواهم گفت. خلاصه اش اما این که این افراد می توانند هر روز از یک تابلوی زیبا، چهره و اندامی زیبا، یا حتی اثرِ هنریِ فریبا لذت ببرند، بی آنکه به فریبایی اش عادت کنند. بی آنکه از ارزش زیبایی آن برایشان کاسته شود.


خیال می کنم زیبایی هایی که شما یاد می گیرید تا از روی عقل بپسندید و نه مسیرِ حس، به دشواری معمولی می شوند. اما این نیز واقعیت دارد که بسیاری به زیبایی عادت می کنند و اثر اولیه را برای آن ها ندارد، چون نگاه شان به زیبایی یک نگاه "هیجانی" است، نه یک نگاهِ "تربیت شده".

تحقیقات علمی ثابت کرده بالای 92 درصد مردان، چه غیرهمجنس خواهان (Straights) و چه همجنس خواهان (Gays)، در هنگام انتخاب پارتنر به زیبایی اهمیت می دهند. می گویند خانم ها اما به زیبایی با این شدت اهمیت نمی دهند. یک شایعه بی خود است. همان پژوهش ها می گوید برای اغلب خانم ها هم انتخاب مردی زیبا بسیار مهم است. این را محققان از روی سال ها بررسی پذیرش درخواست های دوستی توسط خانم ها در فضای مجازی یا میهمانی های تحقیقاتی فهمیده اند. 


واقعیت این است که حتی اگر در خیابان دو تاکسی برای ما توقف کنند، ما ترجیح می دهیم سوار آن که زیباتر و تمیزتر است بشویم. انتخاب پارتنر عاطفی در ناخودآگاه ذهن ما الگوریتمی به مراتب مهمتر و پیچیده تر دارد. خاصه در لایه های عمیق تر عاطفی. کسی قرار نیست لب های تاکسی را ببوسد، یا با تاکسی زیر نور شمع دوف دوف کند، اما با یارش، صد البته که می خواهد. (ادامه دارد)

خبر خوب این که اغلب ما با افراد زیباتر خوشحال تریم، از بودن با آن ها در جمع بیشتر افتخار می کنیم، از تحسین شدن برای انتخاب مان لذت می بریم، از ارزش افزوده داشتن پارتنری جذاب نیز در جامعه بهره می بریم و از زیبایی پارتنرمان،خودآگاه یا ناخودآگاه برای فرستادن این سیگنال دیپلماتیک به دیگران استفاده می کنیم که، اگر او مرا انتخاب کرده، پس حتما "چیزی خاص" در من نیز نهفته بوده. 

با این وجود اما می دانیم که در دنیای Real همه نمی توانند پارتنری زیبا داشته باشند. زیبارویان مثل منابع فسیلی و معادن مس و طلا محدود هستند. پس بهتر است در این زمینه خیلی رویاپرداز نبود و با شرایط واقعی سازگار بود. 

صحبت درباره تاثیرات زیبایی نیز به دور از حقیقت نیست. مثل این که گفته می شود شما وقتی پارتنرتان زیبا نباشد، کیفیت معاشقه و سکس می آید پایین. این واقعیت دارد. ما وقتی پارتنری زیبا داشته باشیم، اغلب موارد،  پکیج هیجان + نیاز را برای سکس و معاشقه داریم، اما در مقابل پارتنری به غیر از این، اغلب تنها احتیاج به سکس سبب می شود به او نزدیک شویم. فاصله از هیجان و ذوق تا نیاز، آن چیزی است که در پشت پرده نقش بازی می کند و زیبایی در آن الاکلنگ بازی می کند.


اگر رابطه عاطفی را یک دوچرخه حساب کنیم، گاهی احساس نیاز به پارتنر زیبا، در برخی از ما، سبب می شود پای یک زیبا به میان بیاید. جایی که دوچرخه تبدیل به سه چرخه می شود. تحقیقات نشان داده اگر شما زیبا باشید احتمال خیانت به شما کمتر از زمانی است که از نظر پارتنرتان زیبا نباشید. نباید فراموش کرد اما مردان یا زنان هوس باز، دچار دایره ای مریض گونه و بدون انتها از سندرم یافتن "زیباتر از زیبای" قبلی می شوند.  حال بهتر است اینقدر هم خودمان را با پدیده "زیبایی" خفه نکنیم.آیا زیبایی می تواند نقشی حیاتی برای همه ایفا کند؟


 البته که نه. دلیل اش پدیده Habituation است. این که اغلب مردم به زیبایی ها عادت می کنند، همان طور که به نازیبایی ها. این نتیجه انتخاب زیبایی براساس احساسات است که حدودا شامل 90 درصد انسان ها می شود. مثال ساده اش این که شما وقتی یک اتومبیل زیبا می خرید، یا لباسی با طراحی فوق العاده، یک سال بعد از داشتن آن،همان ذوق اولیه را ندارید. از آن پس، این کاربرد آن وسیله است که در دیدگاه شما نسبت به آن موثر است. درباره انسان ها، جای کاربرد وسیله را، "رفتار و منش" پارتنر می گیرد.


افرادی خاص مثل طراح ها یا آرتیست ها شغل شان یا سبک زندگی شان سبب می شود این "خو گرفتن" در آن ها به حداقل برسد، مثل خود من. چون بررسی هر روزه زیبایی اطراف شان، ملکه ذهن شان می گردد. هر روز به Details دقت می کنند و می خواهند از آن لذت ببرند. در اصل مرور زیبایی و لذت بردن نیز بخشی از زندگی آن هاست. 


اگر بخواهم صحبت درباره زیبایی چهره را به پایان ببرم، باید بگویم که دو گزاره مهم وجود دارد. یکی این که زیبایی، تا به حال سبب آوردن احساس خوشبختی بلند مدت در هیچ رابطه ای نبوده و همیشه به عنوان یک ارزش افزوده عمل کرده است. 


همین طور  زیبایی، پدیده ای است که 90 درصد از ما از آن بی بهره ایم. در جامعه ای که 90 درصد سیب زمینی پشندی اند، بهتر است خیلی هلویی فکر نکنیم، مگر خود جزو هلوها باشیم. قبول این دو واقعیت شاید به ما کمک کند تا به شکل غیر منطقی مساله "زیبایی" را در انتخاب های مان وارد نکنیم.


برخی بررسی ها هم نظرند که بعد از چشم ها، وقتی مردان به زنان می نگرند، گیسوان و لب ها دومین و سومین اعضایی هستند که بدان ها بلافاصله توجه می شود. در مقابل، وقتی زنان به مردان می نگرند، لب ها و بینی همان نقش را ایفا می کنند. نکته جالب اما این است، از نظر اغلب خانم ها، بینی های ظریف و کوچک مردانه، اصلا در صدر بینی های زیبای مردانه نیستند! 


عامه، معمولا با Averageness of features به صورت پارتنر خود دقت می کنند. در اصل یک برآیندی از زیبایی را براساس منطبق بودن آن با سلیقه شان مارک گذاری می کنند. آن ها که نگاهی تربیت شده دارند، اما نگاه شان از لنزی متفاوت است. دقت در symmetry (تناسب) و دقت در Sexual Attractiveness.  


پس از صورت، اعضای کانال اغلب رای به اهمیت پوشش و لباس داده بودند. در اینجا کفش، ساعت و رایحه که هر سه زیرمجموعه های پوشش هستند جدا شده بود تا منظور از پوشش، تنها لباس باشد. چرا اغلب دخترخانم ها و آقاپسرها، بعد از صورت ،پوشش پارتنرشان برای شان مهم است؟  (ادامه دارد)

چند دلیل مهم دارد. پیش از آنکه کسی دهان اش را باز کند، شما اول سعی می کنید Character (شخصیت) او را از روی طرز نگاه اش متوجه بشوید. اما دومین رفرنس شما برای پی بردن به شخصیت و روحیه او مادامی که هنوز شناختی کامل ندارید، طرز لباس پوشیدن او است. با فرض این که همه ما لباس پوشیدن مان را آگاهانه انتخاب می کنیم، همین انتخاب پوشش، گویای روحیات و استانداردهای ما می تواند باشد. 


به عقیده ام Style و Coloring ای که شما برای لباس تان برمی گزینید، نشان دهنده طرز فکر یا حس شماست. Material ای که شما برای لباس برمی گزینید، گویای طبقه اجتماعی تان است. اگرچه برخی با نوع پوشش می توانند ما را گمراه کنند، اما در نهایت اغلب موارد این مساله درست کار میکند. 


در ایران شما اگر نگاه کنید، اغلب افراد بسیجی پوشش های کرم رنگ، طوسی رنگ به تن دارند. استایل پوششی آن ها، پوشش های ول و باز و با دیسیپلین پایین است، همین طور از متریال های ارزان استفاده می کنند. آن ها چه بدانند و چه ندانند پیامی خاص و نه چندان اعتمادبرانگیزی را با پوشش شان ارسال می کنند. این در حالی است که یک ارتشی، اگر یونیفرمش این پیام را مخابره کند، از ابهتش کاسته می شود. یکی از دلایلی که کشورهای پیشرفته به پوشش پلیس و ارتش شان اینقدر اهمیت می دهند اهمین پیام رسانی با لباس همین است. 


طبیعتا ما به دلیل اثر روانی اولین برخورد مهم است که مراقب جزئیات پوشش مان باشیم. نمی شود به عنوان یک خانم، پوشش چسبان و اغواگرِ "بیو مُونو بِکُن" بپوشیم و اما انتظار یک برخورد با دیسیپلین و نجیب از مردان با خودمان داشته باشیم. در همه جای دنیا Decent appearance، یا پوشش معقول و به اصطلاح سنگین و رنگین، یک مزیت و احترام خاصی با خود دارد. 


 پوشش، به جای ما حرف می زند. همان طور که پوستر یک فیلم، قبل از فیلم، درباره آن صحبت می کند. لذا مهم است بعد از صورت، روی این دومین محدوده مورد توجه مردم با دقت کار کنیم. برای انتخاب آن، استراتژی، هوشمندی و فکر داشته باشیم.


 تنها پیشنهادی که می توانم داشته باشم این که به سبک کلاسیک خاص خودتان برسید، و از پیروی از سبک های مد شده (Trendy) پرهیز کنید. به عبارت ساده تر، شخصیت تان را با Customize کردن پوشش خودتان قصه گویی کنید و اجازه ندهید آن را بیزینسِ مد به جای شما بیان کند.


و اما عطر و رایحه. براساس نظر سنجی، سومین بخش مورد توجه دخترخانم ها و آقاپسرها، در اولین دیدارهای عاطفی بود. در آمریکا، برخلاف تصور بسیاری، کفش مهمتر از عطر است. در ایران اما می بینیم عطر بعد از صورت و پوشش در جایگاه سوم است. 


چه بپذیریم یا غلط می کنیم که نپذیریم، پرفیوم یک اسلحه لطیف است. اسلحه ای ابریشمین که به سمت سیستم اعصاب و هورمونی دیگران شلیک می شود و آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد. افرادی که در انتخاب پرفیوم متبحر هستند و از آن هوشمندانه استفاده می کنند، درست مانند کسانی هستند که می دانند چگونه بر احساس و کشش دیگران نفوذ کنند، تاثیر بگذارند و از آن ها Sympathy بگیرند.


تحقیقاتی هست که نشان می دهد انتخاب پرفیوم مناسب، می تواند سبب شود زنان در پذیرش مردان در اولین برخورد، با سخت گیری های کمتر عمل کنند. این یعنی "بله گرفتن" راحت تر. شما از هورمون های او می توانید برای بهتر دیده شدن کمک بگیرید. 


اگرچه مردان احساس خاصی نسبت به پرفیوم هایی که استفاده می کنند پیدا نمی کنند، اما مشخص شده میان احساس مثبت زنان و عزت نفس شان (self-esteem) و پرفیومی که انتخاب می کنند، رابطه ای مارمولکی وجود دارد. این مهم است که بدانیم، زنان، مردها را بعد از کلماتی که در نخستین قرار در گفتگو بکار می برند، بیشتر با رایحه شان به خاطر می سپارند، تا زیبایی شان.


رایحه ها، می توانند انسان ها را مثل لامپ در یک حباب نامرئی قرار دهند و بر آن ها تاثیر بگذارند. برخلاف تصور عموم، عطرها چیزی فرای بوی خوش هستند و می توانند مانند پوشش،به ما Character بدهند. آن ها که حرفه ای ترند، به جای این که از پرفیوم ها شخصیت بگیرند، پرفیوم هایی را انتخاب می کنند که گویای شخصیت آن ها باشد. 


مردم به ما توجه می کنند، شاید این مهم نباشد. اما در میان مردم، یک نفر هست که می خواهد به ما نزدیک شود و ممکن است مهمترین آدم میان آن مردم برای ما باشد، پس مهم است که چگونه مورد توجه او قرار می گیریم. 


در نهایت؛ زیبایی صورت، مساله ای خدادادی است. می شود پیش فرض مان این باشد که در خارج ازکنترل ماست، اما کنترل طرز بیان، رفتار، پوشش و رایحه، به سادگی می توانند بازی را عوض کند اگر هوشمندانه و با دقت درباره هرکدام شان استراتژی فکر شده داشته باشیم. ▪️