محمد فاضلی




⭕️ همه دخترها، روزتان مبارک. 

من بدون خواهر و فرزند دختر، زیستن از نزدیک در کنار دختران را در نقش دختری‌شان تجربه نکرده‌ام.

 نزدیک‌ترین تجربه من از زیستن در کنار دختران، تدریس در کلاس‌های جامعه‌شناسی است، از ابتدای دهه 1380، وقتی که دختران کلاس‌ها را اشغال کردند و جایی برای پسرها نبود.


✅ اگرچه با دخترها – جز بیست سال قبل در کنار همسرم - نزیسته‌ام  اما احساس می‌کنم دخترها نیروی تغییر جامعه ایران‌اند. آن‌ها گذار از «حضور غایب» به «حضور حاضر» زن در ایران را به تدریج محقق می‌کنند. 


✅ هر نیروی اجتماعی که یک تاریخ در حاشیه زیسته، وقتی تلاش می‌کند وسط صحنه اجتماعی قرار گیرد، دیده شود و اثر بگذارد، چالش می‌آفریند ظرفیت جامعه در درازمدت افزایش می‌یابد.


✅ دخترها همه جا هستند، جلوی چشم، مؤثر، کارآفرین، ورزشکار، درس‌خوان، فعال دانشجویی، نوازنده موسیقی، فعال سیاسی و جهان ایرانی امروز بدون آن‌ها هزار رنگ و عطر و طعم کم دارد. 


✅ حضور دخترها خشونت حاضر در ذره ذره‌های روابط اجتماعی را به چالش می‌کشد، خشونت مردانه، خشونت قدرت سیاسی مردانه؛ و به انسانیت بیشتر دعوت می‌کند.


✅ تلاش دخترها برای حضور گاه ایشان را قربانی خشونت می‌کند، اما آن‌ها وجدان اکثریت جامعه را شرمنده می‌کنند. آن‌ها قربانی خشونت می‌شوند و جامعه پلیدی خشونت را در وجدان خود تقبیح می‌کند. 


✅ من اگرچه به ملزومات ساختاری (اقتصادی و اقتصاد سیاسی) دموکراسی معتقدم، اما افزایش تعداد آدم‌های دموکراتیک، آن‌ها که به برابری، عدالت، نفی خشونت و حقوق بشر معتقدند، بر قوت دموکراسی می‌افزاید. حضور امروزین دختران جامعه را به این باورهای بنیادین نزدیک‌تر می‌کند. 


✅ دختران امروز در تلاش برای گذار به «حضور حاضر» برابری در همه چیز را مطالبه می‌کنند – از برابری در فرصت‌های شغلی، ارث، حضور سیاسی، تحصیل ... تا خصوصی‌ترین رفتارهای جنسی – و این همه چیز را به چالش کشیده است.


✅ فقه، حکومت، دانشگاه، عرف، رسانه، اقتصاد و خلقیات و رفتارهای غریزی هم تحت فشار برای تغییر است. شاید این بزرگ‌ترین تغییری باشد که جامعه ایرانی به خود می‌بیند چرا که نیروی بالقوه خواستار این تغییر حداقل پنجاه درصد جامعه را در بر می‌گیرد صرف‌نظر از مردانی که با این تغییرات همراه و همدل هستند.


✅ دختران امروز با مطالبه حضور در بازار کار، ناکارآمدی‌های حکمرانی و اقتصاد را بسیار بیش از گذشته به رخ می‌کشند، و با طرفداری از محیط‌زیست – که گویی با رویکردی مادرانه – بیشتر از مردان به آن تعهد دارند، بر قوّت جنبش‌های محیط‌زیستی می‌افزایند که خصائص الگوی توسعه را ناقص و شر تلقی می‌کنند. 


✅ دختران منادیان و حتی گاه تابلوهای تغییر سبک زندگی شده‌اند و با زندگی روزمره، و اغلب بدون هیچ قصدی برای کنش سیاسی، رنگ‌آمیزی متنوع زیست‌جهان ایرانی را رهبری می‌کنند. کتاب‌هایی که آن‌ها می‌خوانند بازار کتاب را تغییر می‌دهد و موسیقی‌ای که آن‌ها گوش می‌دهند ساختار سلیقه‌ را تحت تأثیر خود می‌گیرد. 


✅ دختران به عاملان مدارا هم بدل شده‌اند. زمانی کلاس‌های دانشگاه چند نفر معدود دختر را در بر می‌گرفت که به‌واسطه نوع پوشش و کردارشان، کم و بیش شبیه هم بودند. کلاس‌های دانشگاه امروز از اکثریت دختران تشکیل شده که کلاس را به «تنوع‌های هم‌زیست مداراگر» بدل کرده‌اند.


✅ دخترهای چادری، مانتویی (رنگارنگ) و سایر صورت‌های پوشش، در یک ردیف می‌نشینند، مذهبی و غیرمذهبی، بی‌مناقشه و در کنار هم مثل پرچمی از مدارای اجتماعی، عرصه عمومی را اشغال می‌کنند. مدارا در سبک زندگی را با زیستن‌شان جا می‌اندازند. 


✅ دختران در رشته‌های دانشگاهی – بالاخص علوم اجتماعی و انسانی – با برگزیدن موضوعات پایان‌نامه‌هایی که بسیاری از آن‌ها درباره زیست زنانه در جامعه ایران است، دانش این دوران جدید را نیز تولید می‌کنند. 


✅ جامعه ایران به تدریج گویی در حال یافتن دو بال برای پرواز است. دختران به تدریج به بال دوم جامعه ایرانی بدل می‌شوند، بالی که همه قالب‌ها را از طرق مختلف – از زیست جنسی گرفته تا کنش سیاسی – به هم می‌ریزد.


✅ قدرت مردانه و صورت سیاسی آن به شدت تحت فشار است. تاریخ ایران و مردان، آینده و تغییرش را تا حد زیادی مدیون دخترانی هستند که جهان ایرانی ما را تغییر می‌دهند. دخترانی که با زنانی که مادران‌شان بوده‌اند، بی‌اندازه متفاوتند.