زندگی تنها دو بُعد دارد:

سیاست و دیانت.

و تو یا در این بُعد هستی و یا در آن بُعد.


اگر با دیانت نباشی، پس الزاماً سیاستگر خواهی بود. شاید رسماً در کار سیاست نباشی، ولی سیاستگر هستی. و سیاست خودش را به راه های گوناگون نشان می‌دهد. شاید تو با همسرت سیاستگر باشی: تو سلطه گر هستی و او سلطه پذیر. و شاید با فرزندانت سیاستگر باشی: تو مستبد هستی و آنان باید از تو پیروی کنند. و شاید در اداره سیاستگر باشی: تو رئیس هستی و سایرین بنده ی تو. و شاید در فکر انباشتن پول زیاد باشی تا توسط پول به اوج برسی.


ولی همه ی اینها مانند هم هستند. و یا شاید دنیا را ترک کنی تا فکر کنی روحی بالاتر از تمام ارواح بزرگ داری. شاید بخواهی که بزرگترین روح بزرگmahatma بشوی. ولی این هم همان است: تو سیاستگر هستی. اگر ترک دنیا کنی و برهنه در خیابان بگردی و بپنداری که « حالا هیچ قدیسی نمی‌تواند با من رقابت کند. اینک، من از همه بالاتر هستم!»، بازهم سیاستگر هستی. شاید یک سیاستگر لخت و پتی، یک سیاستگر مذهبی _ اگر بخواهی چنین عنوان کنی، ولی به هر حال، سیاستگر، سیاستگر است.


✍️ اشو

📘 ذن_جاده_اضداد «جلد سوم»

📝 ترجمه_محسن_خاتمی