🔺 چرا باید ده هزار دفعه به خاطر اتفاقی که نیفتاده است به خودم آسیب بزنم؟


🔻 تمام هنر زندگی این است که من از گذشته آموخته و آن را خاک کرده باشم و متوجه آینده باشم اما نگرانش نباشم و در حال زندگی کنم، تنها چیزی که ما داریم این " حال " است


🔺 بعضی ها فکر میکنند زندگی در لحظه مساوی است با لذت در لحظه است . در لحظه زندگی باید کرد نه اینکه در لحظه لذت برد . چون آن موقع همه کارهای بد را به خاطر لذتش می کنیم و بعد آسیب اش را می بینیم


🔻 چون امروز مساوی با فرداست پس زندگی در لحظه است . ما از گذشته می آموزیم و متوجه آینده می شویم


🔺از نظر علمی ثابت شده است که انسان موجودی است که پیش بینی و برنامه ریزی و عمل میکند ، پس ما شخصی هستیم که مغزمان اجازه پیش بینی را میدهد که پیشگیری کنیم و آمادگی پیدا کنیم


🔻 مغز من به من می گوید تو حق نداری این کار را بکنی وگرنه روزی که دچار اضطراب و نگرانی می شوی من و بدنت را به هم میریزی



🔺 بنابراین اضطراب و نگرانی ضد بدن و ضد مغز است . در حالی که پیش بینی و پیشگیری در مسیر اثبات انسانیت و انسان بودن من است


🔻 درد و آسیب نگرانی می تواند بیشتر باشد . بیشتر ما نگران چیزی هستیم که که اگر اتفاق بیفتد یک دهم این مقداری را که نگرانش بودیم ما را رنج نخواهد داد


🔺 اتفاق یک دفعه می افتد در حالی که انسان نگران ای بسا صد یا ده هزار دفعه آن را فکر کرده است و ده هزار دفعه برای اتفاقی که نیفتاده است به خودش آسیب زده است . چرا باید ده هزار دفعه به خاطر اتفاقی که نیفتاده است به خودم آسیب بزنم