اصولا در توجیه "خیانت" کلمه تنوع طلبی خیلی بد بکار برده میشه. درسته که جای خالی در رابطه زناشویی یا ازدواج عامل موثری توی شکل گیری بی وفایی به حساب میاد اما اینکه تنوع طلبی باعث خیانت میشه یعنی فرد هیچ اراده ای از خودش نداره و بخاطر کشش،میره و خیانت میکنه.من به خیانت به عنوان یک اختلال نگاه میکنم درست مثل یه بیماری که فرد ازون رنج می بره. نهایتا با سه یا چهار وعده غذا سیر میشیم، اما افرادی هستن که زیاده روی توی غذا خوردن، به منزله ی دوری از دردهای قدیمی شون بحساب میاد و باعث سرکوب ناراحتی هاشون میشه( پرخوری عصبی) یا کسایی که برای دوری از غماشون به سیگار و الکل پناه می برن. فردی هم که خیانت میکنه دقیقا از یه چیزی فرار میکنه، از یه چیزی رنج میبره، یا میخواد به همه نشون بده که توانایی بالایی داره یا دنبال مادر یا پدری میگرده که هیچ وقت نداشته یا ناموفق بودن خودشو توی زندگیِ کاری اینجوری جبران میکنه و هزارتا دلیل دیگه . اما جالب اینجاست که نقطه پایانی به خیانت نیست چون با هر بخشش، بازم اجازه تکرار خواهد داشت. میل رو همه آدما دارن، میل یه روزی سیراب میشه، اما عقده رو عده کمی دارن و هیچ وقت هم سیراب نمیشه، خوبه که فرق بین میل با عقده رو بدونیم!! پس خیانت تنوع طلبی نیست، یه اختلاله که باید درمان بشه.

 


مصطفی زراعتی