زندگی کردن زیر یک سقف یک واقعیت است و با شخصیت‌های واقعی زن و شوهر سر و کار دارید و جایی برای رویا پردازی نیست.
شناخت درست از تفاوت‌ها و شباهت های بین دختر و پسر و خانواده های کمک می کند تا با شناخت از این تفاوت ها با دید باز تر و آگاهانه تر تصمیم گیری کنید.

در تصمیم گیری قبل از ازدواج باید به تفاوت ها و بعد از ازدواج بیشتر به شباهت هایشان اهمیت بدهید، زیرا توجه به تفاوتها، به انتخاب عاقلانه کمک می کند و اهمیت دادن به شباهت ها بعد از ازدواج، موجب محکم شدن ارتباط و صمیمیت زن و شوهر می شود.
متاسفانه این روند در بین افراد جوان در آستانه ازدواج و افراد متاهل برعکس است یعنی فرد قبل از ازدواج در دریای از احساسات و دلباختگی غرق می شود و بعد از ازدواج خود را در بین ناکامی ها و تفاوت های بسیار، ناامید و خسته 
می بینند.

عوامل فرهنگی ابعاد مختلفی دارد که عمده‌ترین آنها عبارت‌اند از:

-دین و مذهب؛ تشابه در اعتقاد و یا ...

-آداب و رسوم؛ تشابه در مراسم مختلف

-لباس پوشیدن و آراستن ظاهر

-سنت‌ها

-اعتقادات و باورها

 

الف: دین و مذهب در رابطه با ازدواج

اعتقادات دینی و مذهبی در ازدواج نقش مهمی دارد. دختر و پسری که با اعتقادات دینی متفاوت ازدواج می‌کنند پس از احساسات پرشور جوانی، در زمینه‌های مختلف اختلاف‌نظر و احتمالاً ناسازگاری خواهند داشت. از جمله زمینه‌های مورد بحث موارد زیر را می‌توان نام برد؛

-اختلاف در تربیت فرزندان: زن و شوهری که دارای باورهای مذهبی متفاوتی هستند، مسلماً در چگونگی تربیت و آموزش فرزندان خود و نیز انجام مراسم دینی با مشکلات و مسائلی مواجه خواهند شد.

-اختلاف در انجام فرایض و مراسم دینی: عدم هماهنگی در انجام فرایض و مراسم دینی می‌تواند زمینه‌ای برای ناسازگاری خانوادگی باشد.

لباس پوشیدن (به ویژه در زنان)، موارد دیگری برای ایجاد ناسازگاری و اختلاف در زندگی زناشویی است.

با توجه به موارد بالا، ازدواج دختر و پسر با عقاید دینی متفاوت و نایکسان، زندگی زناشویی را به سوی ناراحتی سوق می‌دهد. فرضاً اگر فردی با انگیزه‌های خاص به طور صوری تغییری در عقاید خود بدهد، چون اعتقادات او در دوران طفولیت ریشه‌دار شده رفتارش با همسر خویش هماهنگی کامل نخواهد داشت.

مسئله دیگری که قابل طرح است، موضوع مذهب و اختلافات مذهبی است. ازدواج یک دختر شیعه مذهب با یک پسر اهل تسنن نیز همان اختلافات دینی را خواهد داشت و گاه چون اختلافات در این زمینه با تعصب همراه است، احتمال بروز مشکلات جدی‌تری را می‌تواند در پی داشته باشد.

 

 

ب: آداب و رسوم در رابطه با ازدواج

در جوامع مختلف، آداب و رسوم متفاوتی رایج است. گاه عقاید یک جامعه با عقاید جامعه دیگر در تضاد می‌باشد و این موضوع بخصوص در مسئله زناشویی قابل توجه است.

آداب اجتماعی رایج در یک جامعه در طبقات اجتماعی و ساکنان قسمت‌های مختلف یک کشور متفاوت است و گاه در پیوندهای زناشویی مشکلاتی را ایجاد می‌نماید. آداب و رسوم روستا با شهر‌ و آداب و رسوم اصناف و طبقات مختلف اجتماع با یکدیگر فرق دارد. لذا ضرورت دارد در زناشویی همه این موارد مورد توجه قرارگیرد. خانواده‌های سنتی اجازه نمی‌دهند فرزند در حضور آنان آزادانه عمل کند. داماد یا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادرشوهر یا پدرشوهر و یا پدر زن و مادر زن پای خود را دراز کند و یا احیاناً نسنجیده سخن گوید‌، ناراحت می‌شوند و گاه این‌گونه رفتارها به اختلاف و گله‌گذاری منجر می‌شود.

خانواده‌های امروزی با خانواده‌های سنتی نمی‌جوشند. طبقات کارگر و مستضعف از آداب و رسوم خاص خود پیروی می‌کنند. در این‌گونه طبقات آداب و رسوم غربی جایی ندارد. چهار زانو نشستن و استفاده از کلمات خاص در سخن گفتن و احیاناً دراز کشیدن و لم دادن در مجالس از آداب رایجی است که به هیچ‌وجه این‌گونه رفتارها برای خانواده‌های فرنگی‌مآب قابل تحمل نیست و در نتیجه ازدواج‌هایی که درچنین خانواده‌هایی با آداب و رسوم متفاوت صورت می‌گیرد، برای زوجین و خانواده‌های آنان خوشایند نیست و گاه به صورت مشکل حادی خودنمایی می‌کند که حلاوت زندگی را از زن و شوهر می‌گیرد.

تبصره: البته گاهی در خانواده با دو فرهنگ مختلف به سازگاری لازم با هم می رسند و فرهنگ‌هایشان را تعدیل می کنند، پس بروز مشکل در چنین خانواده هایی احتمال بروز مشکل بعید به نظر می رسد.

ب: آداب و رسوم در رابطه با ازدواج

در جوامع مختلف، آداب و رسوم متفاوتی رایج است. گاه عقاید یک جامعه با عقاید جامعه دیگر در تضاد می‌باشد و این موضوع بخصوص در مسئله زناشویی قابل توجه است.

آداب اجتماعی رایج در یک جامعه در طبقات اجتماعی و ساکنان قسمت‌های مختلف یک کشور متفاوت است و گاه در پیوندهای زناشویی مشکلاتی را ایجاد می‌نماید. آداب و رسوم روستا با شهر‌ و آداب و رسوم اصناف و طبقات مختلف اجتماع با یکدیگر فرق دارد. لذا ضرورت دارد در زناشویی همه این موارد مورد توجه قرارگیرد. خانواده‌های سنتی اجازه نمی‌دهند فرزند در حضور آنان آزادانه عمل کند. داماد یا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادرشوهر یا پدرشوهر و یا پدر زن و مادر زن پای خود را دراز کند و یا احیاناً نسنجیده سخن گوید‌، ناراحت می‌شوند و گاه این‌گونه رفتارها به اختلاف و گله‌گذاری منجر می‌شود.

خانواده‌های امروزی با خانواده‌های سنتی نمی‌جوشند. طبقات کارگر و مستضعف از آداب و رسوم خاص خود پیروی می‌کنند. در این‌گونه طبقات آداب و رسوم غربی جایی ندارد. چهار زانو نشستن و استفاده از کلمات خاص در سخن گفتن و احیاناً دراز کشیدن و لم دادن در مجالس از آداب رایجی است که به هیچ‌وجه این‌گونه رفتارها برای خانواده‌های فرنگی‌مآب قابل تحمل نیست و در نتیجه ازدواج‌هایی که درچنین خانواده‌هایی با آداب و رسوم متفاوت صورت می‌گیرد، برای زوجین و خانواده‌های آنان خوشایند نیست و گاه به صورت مشکل حادی خودنمایی می‌کند که حلاوت زندگی را از زن و شوهر می‌گیرد.

تبصره: البته گاهی در خانواده با دو فرهنگ مختلف به سازگاری لازم با هم می رسند و فرهنگ‌هایشان را تعدیل می کنند، پس بروز مشکل در چنین خانواده هایی احتمال بروز مشکل بعید به نظر می رسد.

 

فرهنگ شخصی

ما به جز فرهنگ اجتماعی و خانوادگی، فرهنگ شخصی هم داریم. یعنی آن چیزی که گرایش ها و تمایل های شخصی شما را مشخص می کند، برای شما هنجار است یا ناهنجاری. نه قانون است، نه عرف و نه دستور شرعی. صرفا باید و نبایدی است که شما خودتان برای زندگی شخصی تان وضع می کنید. مثلا سیگار کشیدن، جزو فرهنگ شخصی است. شاید در خانواده شما سیگار کشیدن قابل قبول باشد اما برای خود شما، تصور سیگار کشیدن همسرتان ناممکن. یا شرکت در برخی مهمانی ها را شما برای خود قدغن کرده اید اما همسرتان تمایل به این مجالس دارد. در این موارد فرهنگ و گرایش و هنجار شخصی شما دو نفر متفاوت است.

لازمه رسیدن به شناخت و تفاهم آن است که فرد در ابتدا خود و خواسته ها و نیازهای خود را بشناسد  تا بتواند فرد مقابل را هم شناخته و او را با خود مقایسه کند تا اگر نیازها و خواسته هایشان مطابقت داشت او را برای همسفر شدن با خود انتخاب نماید.

 

فرآوری: فاطمه ایمانی

بخش کلوب ازدواج تبیان

 

 

منبع : برگرفته از باشگاه مجردها، باشگاه خبرنگاران جوان