"در باب هدف زندگی"

چه بسیار فیلسوفان، معنویت‌گرایان، حکیمان و پیروان ادیان در طول تاریخ، در باره‌ی هدف زندگی سخن گفته‌اند و ایده‌هایی را مطرح کرده‌اند.
هر یک کوشیده‌اند تا بگویند هدف ما از زندگی کردن چیست و بگویند چگونه باید زندگی کنیم که دست آخر و زمانی که در انتهای روز و غروبِ عمر به پشت سر نگاه می‌کنیم موج حسرت، اندوه و شرمساری وجودمان را فرا نگیرد.
 هر یک تلاش نموده‌اند تا زندگیِ درخور و شایسته‌ای را به ما بنمایانند و ما را به آن شیوه از زندگی راهنمایی و هدایت کنند. 
 ✅  در زندگی‌مان در پی چه هستیم؟
چه هدفی را دنبال می‌کنیم و یا چه هدفی باید داشته باشیم؟
یکی از کسانی که در این باره نوشتاری خواندنی و مفید دارد و می‌توان از او در باب یک زندگیِ شایسته و خوب آموخت، "یوهان گوتلیپ فیشته" است. فیشته، فیلسوف آلمانی، متعلق به نیمه‌ی دوم قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ است.
 کتابی دارد با عنوان:
 "گفتارهایی در باره‌ی رسالت دانشمند". 

نویسنده می‌کوشد، رسالت و هدف دانشمند را توضیح دهد؛ اما برای آن که رسالت دانشمند را بیان نماید، معتقد است ابتدا باید رسالتِ انسان را شرح دهد.
 فیشته، وظیفه و رسالت فی نفسه‌ی انسان را چهار چیز برمی‌شمرد. به عبارتی دیگر، بر این باور است که هر انسانی، فارغ از همه‌ی تمایزات و تفاوت‌هایش با دیگران، باید این چهار هدف را در زندگی داشته باشد. 
 
✅  چهار رسالت انسان عبارت است از:

❗️ ۱. کمال یافتن لایتناهی (خودشکوفایی و خود محقق سازی حداکثری)
❗️ ۲. اخلاقی‌تر شدن مستمر و پیوسته
❗️ ۳. معنوی‌تر شدن دایمی
❗️ ۴. هر چه بیشتر نیک‌بخت کردن خویش (خوشبختی و شادمانی) 

در دیدگاه فیشته، گویی چنین است که زندگی، وقتی ارزش زیستن دارد که آدمی این چهار رسالت و هدف را دنبال کند. زیستنی که در نهایت به این چهار مقصود و مطلوب، نزدیک و نزدیک‌تر گردد.

✔️  اینک در خویش تامل کنیم که زندگی ما چگونه می‌گذرد. آیا هدفی والا و قابل دفاع در پیش داریم؟
 آیا زندگی ما ارزش دارد ادامه یابد؟ پاسخ این پرسش‌ها منوط به این است که بدانیم در زندگی دنبال چه می گردیم. و آیا اساسا هدف و رسالتی یک‌پارچه و متعالی را بر دوش گرفته‌ایم و یا زندگی پاره پاره و سخت مشوش و بیهوده‌ای را می‌گذرانیم؟

 

 

 علی زمانیان