شیدایی به سبک ایرانی

راهکارهای نوین روانشناسی رابطه در همسریابی و همسرگزینی و استفاده درست از سایت همسریابی شیدایی برای ازدواج دائم و موقت

۳۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

آیا سایتهای همسریابی فعالیت غیرقانونی میکنند؟؟؟؟؟

سید جواد حسینی، معاون اجتماعی، سیاسی، امنیتی  با اشاره به فعالیت سایت های همسریابی در فضای وب و فضاهای مجازی گفت: متاسفانه ازدواج وهمسر گزینی ورفتارهای نا متعارف مردان وزنان در این سایت ها بسیار رواج پیدا کرده است واین درحالی است که این سایت ها با نام مقدس همسر گزینی وازدواج فعالیت می کنند. وی با بیان این که تمام سایت های همسر یابی وحتی سایت تبیان غیر مجاز است اضافه کرد: هر سایتی که بخواهد در زمینه همسر یابی اقدام کند باید ازاداره کل ورزش وجوانان مجوز داشته باشد که در این زمینه در کشور تنها سایتی که برای تسهیل ازدواج آن هم از طریق خانواده ها وبه عنوان واسطه مجوز دارد سامانه ملی همسر گزینی است.


به گزارش شمال نیوز ، معاون اجتماعی، سیاسی، امنیتی استاندار اظهارکرد: با توجه به غیر مجاز بودن سایت های همسر یابی، از نیروی انتظامی وپلیس فتا می خواهیم که از طریق قوه قضاییه وبه صورت قانونی برای تعطیلی این سایت ها مانند زمان انتخابات که با سایت ها وکانال های غیر مجاز برخورد شد اقدام کنند. حسینی گفت: متاسفانه اکنون فعالیت سایت‌های همسرگزینی به تلگرام و اینستاگرام نیز کشیده شده است که آسیب های آن به خانواده ها بیشتر می‌شود و یکی از جدی ترین این آسیب ها طلاق است. وی با اشاره به این که مردان وزنان ما تصور غلطی از زندگی ومرد مطلوب وزن مطلوب دارند، تصریح کرد: این تصوری که مردان وزنان ما دارند در ازدواج محقق نمی شود که همین امر خانواده ها را به سمت آسیب وطلاق سوق می دهد.



وی افزود: ما باید مقیاسی را برای همسر یابی ایجاد کنیم تا افراد با شناخت کافی ازدواج کنند که این کار رادولت باید با کمک سمن ها ونظارت کامل پیش ببرد.



فعالیت سایت های همسریابی با رویکرد ارتباطات نا متعارف

حسینی با بیان این که می توان گفت سایت های همسر یابی بیشتر با رویکرد ارتباطات نا متعارف شکل می گیرند اضافه کرد: این موضوع یکی از دلایل اصلی آسیب دیدن خانواده هاست که روز به روز نیز گسترش پیدا می کند. معاون اجتماعی ،سیاسی، امنیتی استاندارخراسان رضوی گفت: کارکرد وفعالیت واقعی سایت های همسر یابی همسر گزینی موقت است وگرنه اگر فردی قصد ازدواج داشته باشد فضا آن قدر باز است که می‌تواند در محیط کار، تحصیل وزندگی همسر مناسب خود را پیدا کند بنابراین آن هایی که به سایت های همسر یابی مراجعه می کنند نگاهشان ازدواج نیست.

همه سایت های همسریابی غیرمجازند، تعطیل شوند

وی تصریح کرد: برداشت ما این است که اگر نیت واقعی سایت ها همسر گزینی باشد منظور همسر یابی موقت است وبرای ازدواج دایم نیست زیرا فردی که دنبال ازدواج دایم باشد با نگاه جامعه ما، به این سایت ها مراجعه نمی کند؛ بنابراین این سایت ها که همه غیر مجاز هستند باید توسط نیروی انتظامی تعطیل شوند. حسینی در ادامه به تدوین شناسنامه فرهنگی اجتماعی برای 28شهرستان خراسان رضوی اشاره و اظهارکرد: در زمینه موضوعات فرهنگی واقدام مناسب وبرنامه ریزی در این مسیر به شناخت کافی از مسائل فرهنگی شهر های استان نیاز داریم، اما شناخت ما از مقوله فرهنگی شهرستان ها کامل نیست. به همین دلیل تصمیم گرفته شد شناسنامه فرهنگی اجتماعی شهرستان های استان تدوین شود.

وی افزود: در برنامه ششم توسعه کشور هفت هزارو500میلیاردتومان اعتبارات تملک ودارایی پیش بینی شده است که از این مبلغ بیش از دو هزار میلیارد تومان به حوزه های فرهنگی اجتماعی اختصاص داده خواهد شد؛ بنابراین شناخت موضوعات فرهنگی اجتماعی برای استفاده از این ظرفیت از اهمیت به سزایی برخوردار است.

معاون اجتماعی ، سیاسی ، امنیتی استاندار با اشاره به برگزاری هفته های فرهنگی درشهرستان های استان اضافه کرد: در نظر داریم با هدف شناخت فرهنگ وعناصر ومدل های فرهنگی 28شهرستان استان،تقویت هویت بومی محلی هم‌راستا با هویت دینی وملی،جریان سازی فرهنگی ، غنی سازی اوقات فراغت وتقویت تعاملات فرهنگی هفته های فرهنگی را در شهرستان های استان برگزار کنیم.

 

وی با بیان این که در این هفته های فرهنگی موسیقی، سرودها ، صنایع دستی وسنت های شهرستان های مختلف به مردم شناسانده خواهد شد اظهارکرد: با توجه به درپیش بودن ماه های محرم وصفر این موضوع به فرمانداران ابلاغ شد تا بعد از محرم وصفراولین هفته فرهنگی دراستان برگزار شود.

 

فعالیت 300سایت همسر یابی

در ادامه این جلسه دکتر"محسن نوغانی" دانشیار جامعه شناسی دانشگاه فردوسی با ارائه تحقیقی درباره عوامل فرهنگی واجتماعی موثر بر همسر یابی اینترنتی اظهارکرد: طبق آخرین اخبار گزارش شده توسط معاون وزیر ورزش و جوانان ،هم اکنون 300سایت همسریابی شناسایی شده است که نه نیروی انتظامی آن ها را قبول دارد و نه در دولت پذیرفته شده اند. وی افزود: اولین سامانه همسریابی اینترنتی (مچ دات کام )در سال 1995به وجود آمد . در آغاز این سامانه بسیار ساده بود و افراد را براساس پروفایل های شخصیشان که در آن دوست داشتن و دوست نداشتن هایشان را بیان می کردند با هم آشنا می کرد، اما امروزه این سامانه ها توسعه زیادی یافته است و خدمات ویژه ای به اعضای خود ارائه می کند به صورتی که این سایت اکنون12میلیون عضو فعال از 240کشور در سراسر جهان دارد.



مراجعه به سایت همسریابی برای لذت جویی

وی گفت: کارکرد سایت های همسریابی در دیگر کشورها آشنایی افراد با یکدیگر و تبادل اطلاعات برای شناخت کافی از دو طرف است اما در ایران تعداد زیادی از افراد، با قصد لذت جویی به سایت های همسر یابی مراجعه می کنند زیرا مرز بندی وجود ندارد و سایت ها از کارکرد اصلی همسر یابی به سمت تقاضاهای فرعی می روند. نوغانی افزود: تمام سایت های همسر یابی در کشور غیر مجازبوده و فیلتر شده اند با وجود این، تعداد زیادی از طریق فیلتر شکن از این سایت ها بازدید می کنند که برخی از این سایت ها به صورت آنلاین بیش از10هزار بازدید کننده دارند.

 

وی با اشاره به این که درآمد این سایت ها هم از طریق گرفتن هزینه، هم از محل تبلیغات بسیار زیاد است اضافه کرد: این سایت ها که برخی روزانه حدود 12میلیون تومان درآمد دارند مانند یک بازی افراد را مرحله به مرحله جلو می برند و برای هر مرحله هزینه دریافت می کنند.

 

دانشیار جامعه شناسی دانشگاه فردوسی تصریح کرد: این سایت ها از اصطلاحاتی چون ازدواج موقت استفاده و حتی تعرفه های یک ماهه، سه ماهه وشش ماهه و یک ساله را نیز اعلام می کنند و متاسفانه هیچ نظارتی بر آن ها نیست در حالی که در هیچ کجای دنیا این گونه نیست و سایت های همسریابی چنین کارکردی ندارند.

 

وی با بیان این که در کنار سایت های همسریابی کانال های همسریابی تلگرامی مختلفی نیز در فضای مجازی ایجاد شده است اضافه کرد: حضور این نوع کانال ها در تلگرام تاثیر بسیار گسترده تری دارد، برای تحقیق در این زمینه، یکی از محققان خانم به مدت شش ماه به عضویت این سایت های همسریابی و تلگرامی درآمد و وقتی از وی سوال شد از زمان ثبت نام تا آماده شدن شرایط برای ارتباط چقدر طول کشید وی اعلام کرد 36ساعت که این موضوع باید مورد توجه قرارگیرد. وی با بیان این که پنج عامل بر همسر یابی اینترنتی موثر است اظهار کرد: فرد گرایی، عقلانیت، نیازهای انسانی، حمایت اجتماعی ومناسبات اجتماعی، از جمله عوامل مراجعه به سایت های همسر یابی است.

 

نوغانی گفت: از جمله بهترین راهکارها برای برخورد با این پدیده می توان به تقویت شیوه های سنتی همسرگزینی در فضای واقعی و مجازی ، مشارکت والدین و واسطه ها در فضای مجازی، ایجاد امنیت اخلاقی در سایت های همسرگزینی، همسان گزینی و ازدواج اینترنتی توسط نهادهای مربوط،ایجاد تعامل بین ستاد های ازدواج داخل کشور، دانشگاه ها و سازمان های مردم نهاد و این نوع سایت ها وآگاه ساختن مردم درباره معایب خاص این نوع ازدواج ها اشاره کرد. وی افزود: شاید اگر استانداری بخواهد سمنی را برای ازدواج وهمسر یابی ایجاد کند این کار سروصدای زیادی راه بیندازد اما با این اوصاف ناچاریم به سوی این موضوع حرکت ودرکنار آن، مشاوره های تخصصی آنلاین نیز ایجاد کنیم. 

ادامه مطلب...
۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

شروع رابطه برای خانومها

وقتی می خواهید با یک مرد وارد رابطه عمیق شوید، از سه چیز حتما مطمئن باشید. اطمینان از این که شما را فارغ از هر گذشته ای که داشته اید صادقانه می خواهد. اطمینان از این که حاضر است از آنچه امروز هستید قدرتمندانه حمایت کند و بدان احترام بگذارد. و آخر این که، مطمئن شوید مشوق پرشور شما برای تبدیل شدن به آدمی است که آن "خود" جدیدتان را در آینده بسیار بیشتر دوست خواهید داشت.

۲۷ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

رابطه ها با وضوح بالا



استاد معماری ام، 6 سال پیش در قالب یک گروه توریستی به ایران سفر کرده بود برای بازدید از اصفهان و کاشان. پذیرایی خصوصی هم شده بودند در تهران. مساله ای که اخیرا به من گفت. مثل برخی از غربی ها اولین چیزی که توی ذوقش خورده بود تعارفات و دورویی مستتر در فرهنگ ما ایرانی ها بود.

 این که می گفت شیوه مهربانی ایرانی ها او را گیج می کرده. مثالی زد. این که مردم گاهی برای عبور از درب ساختمان ها و بناها کلی منتظر هم می ایستند تا از آن یکی زودتر نروند اما در خیابان ها داخل چهارراه ها گاز می دادند تا آن یکی زودتر نرود. یا این که تعریف می کرد وقتی در میهمانی خوراکی برمی داشت اصرار صاحبخانه به دوباره خوردن و دوباره غذا برداشتن عصبیش می کرده است و تا به قاشق آخر می رسید مدام میزبان با ظرف غذا می آمده به سویش.

من درک می کنم که بعضی چیزها از دید آن ها ممکن است چیز دیگری به نظر بیاید. خیلی از ما چون بلد نیستیم از بیرون خودمان را ببینیم، فهمیدن این جزئیات برای مان راحت نیست. چون انجام دهنده آن با ایده و فلسفه خودمان هستیم، خیال می کنیم درست انجام می دهیم و انتظارمان از طرف مقابل نیز همین است که درست و قشنگ بودنش را حدس بزند! انتظار داریم فرد مقابل هم همین درک را داشته باشد.

این نکته را گفتم که بعد دوباره از آن استفاده کنم. برویم سراغ یکی از جنجالی ترین مشکلات رابطه ها، یعنی تلقی از ازدواج. حتما در فیلم های غربی ها دیده اید که وقتی آقا یا پسر غربی مقابل یک خانم زانو می زند، انگشتر نشان می دهد و از او تقاضای ازدواج می کند یا حتی وقتی این کار را جایی دیگر انجام می دهد، پارتنر او بسیار ذوق زده و خوشحال می شود. گریه می کند و لبریز از هیجان می شود و خلاصه اینجا فقط مثل هندوستان درخت نیست که دورش برقصند.

چرا این اتفاق معمول بین دختر و پسر غربی می افتد؟ جواب اش ساده است، چون قراری بر ازدواج نبوده و آن دختر خانم آن رابطه را صرفا یک رابطه دوستی هرچند عمیق می پنداشته است. این چیزها واقعیت دارد وبه وضوح میان دختر پسرهای آمریکایی آن را می بینیم.

فلسفه جدا کردن کامل مساله ازدواج از رابطه های "دوست دختر پسری" در فرهنگ آمریکایی مربوط به این یکی و دوسال نیست. تاریخچه فرهنگیش به هر علتی مصادف شد با شروع عصر اطلاعات و محدوده سال های 1980 میلادی.

 از آن سال ها بود که در فرهنگ آمریکایی تقریبا "ازدواج" ارتباط خاصی با رابطه های "دوست دختر و پسری" نداشت و در اصل در باوراجتماع ازدواج کردن، سرانجام رابطه دوست پسر دختری تلقی نمی شد. این اتفاق در اروپا خیلی قبل تر شکل گرفت. و خلاصه این که نزدیک به 40 سالی می شود که الگوی اجتماعی در کشورهای غرب جا افتاده است. آیا این اتفاق درست است؟ به نظر من فوق العاده است. یک پیشرفت مهم است.  ممکن است دوتا آدم دوست دختر پسر عالی برای هم باشند، اما اصلا همسران خوبی برای هم نشوند.

در ایران اما در این باره چه اتفاقی افتاد؟ تاریخ شناسان رفتار اجتماعی ما که تقریبا وجود خارجی ندارند باید بیایند و این مسایل را دقیق تحلیل کنند. یک خلاصه نا دقیق و  از روی برداشت شخصی می نویسم.  خاطرم هست در دهه 70 در ایران، بین سال های 70تا75، اصولا هنوز چیزی به اسم رابطه دوست پسر ودختری در Public مطرح نبود.

 تلاش هایی می شد، رابطه هایی یواشکی بود، با استرس، با سختی، اما به وضوح یک رابطه این چنینی تابو بود در ایران، چون احتمالا حتی ازدواج در امتداد چنین رابطه هایی از نظر مذهبی و خانوادگی با بدبینی زیادی به "آن" نگاه می شد. اگر بی بندوباری تلقی نمی شد، حتما نوعی از قرتی بازی و وقت هدر دادن بود که به احتمال زیاد می توانست اینده دختر را تباه کند.

این بازه را من به چشم ندیدم اما شنیده ام. ظاهرا از بازه سال های 75-80 ، آشکارا  اوضاع جامعه دگرگون شد. زمانی که ایران بودم.رابطه های دوست پسر دوست دختری آرام آرام نه تنها از حالت تابو خارج شدند در شهرهای بزرگ، که می توانستید نیمی از آن ها را Public ببینید اما بیشتر در طبقه ثروتمندان و متوسط های رو به بالا، در پایین شهر نه، در طبقه فقیر و پایین تر هنوز تابو و پر ریسک محسوب می شد، یا ان ها می آمدند مناطق بالای شهر دوست پسردختری می کردند.

در محدوده این ده سال، یعنی سال های 70 تا 80 شمسی ، به احتمال خیلی زیاد، کسی که دوست دختر شما می شد به شکل پیش فرض، هم در ذهن شما و او، همسر آینده تان هم بود. دراصل، بیشتر چنین رابطه هایی این گونه بود دراکثر مواقع:

مرحله اول: دوست پسرو دختری (نامزدی غیر رسمی)
مرحله دوم: نامزدی (ازدواج غیر رسمی)
مرحله سوم: ازدواج (زندگی رسمی کنار هم)

با این وجود ازدواج های سنتی خیال می کنم هنوز الگوی بخش زیادی از جامعه بود. خاصه در شهرهای کوچک تر و با فضای بسته تر. از سال 1380 به بعد در ایران، گویی دیگر رابطه های دوست پسردختری از تابو بودن با سرعتی زیاد خارج شد، Public گردید اما شما هنوز به وضوح می دیدید تا حدود سال 1385 کمتر از نیمی از آن رابطه ها بودند که همراه با زابطه جنسی باشند.

آقایان هنوز زابطه جنسی را نمی فهمیدند، نهایت یک عمل فیزیولوژیک جذاب بود برای شان. ،آن ها که روشنفکرتر بودند، برای شان یک اکشن مقدس بود! یعنی این طور وانمود می کردند. از همین ایده های پرت و پلا که دخترهای آن زمان با آن راضی می شدند یا اغوا، یا کنار می آمدند.

 در اصل این دوران بیشتر، "دوران طلایی معاشقه" بود تا زابطه جنسی. همچنان در این دوران پیش فرض افراد این بود که در رابطه دوست پسر دختری صحیح، یعنی آن که به ازدواج ختم شود. از تابو خارج شده بود و بخش سنتی، نه مذهبی جامعه هم داشت آن را آرام آرام می پذیرفت.

یک دلیل جالبش این که مادرهای ایرانی و کمی بعد پدرها، ترس خانه نشین و بی شوهرماندن دخترشان را در ذهن خود پرورش می دادند و لذا دیگر کمتر سعی می کردند مانع ارتباط هایی شوند که شانس ازدواج دخترشان را بالا ببرد. اما مراقبت شدید می کردند. متاسفانه آمارهای ترسناک دولتی در این زمینه اثر روانی اش را گذاشته بود. زیاد بودن تعداد دختران نسبت به پسران. و دلایل اجتماعی دیگر. حال البته این نگاه همه جانبه ای نیست.

تقریبا فکر می کنم بعد از سال 1385 تا سال 1390 بود که ما با "انقلاب اول" رابطه مواجه شدیم. یعنی روابط دوست پسر دوست دختری نه تنها از تابو حتی در بخش مذهبی بیرون آمد و چندبار مراجع درباره آن و لزوم رعایت حدود صحبت کردند، که در بخش های طبقه متوسط زابطه جنسی در اکثرآن ها شد جزئی معمول و لازم از رابطه. آنقدر که رابطه های دوست پسر دختری که در آن زابطه جنسی و معاشقه نبود، رابطه های عقب مانده و امل گونه تلقی شد. درست یا غلط اش بماند.

اما نکته جالب تر این بود که برای نخستین بار رابطه عوض کردن خیلی باب شد. یعنی اکثریت دختر پسرها بدون ماندن و ازدواج، رابطه های خود را قطع می کردند به امید رابطه ای بهتر، و دنبال کسی دیگر می رفتند بعد از اختلافات، افزون بر این، دیگر رابطه دوست پسردختری، پیش زمینه ای قطعی برای ازدواج محسوب نشد. مسیری یا برای همراه شدن با موج جامعه، یا فرار از تنهایی نیز بود.

از سال 1390 فکر می کنم ما در ایران وارد پیش زمینه انقلاب دوم شدیم. رابطه دوست پسردختری کاملا در جامعه ما جا افتاده است، زابطه جنسی و معاشقه ،  حتی بخش مذهبی جامعه هم آن را در شهرهای بزرگ پذیرفته است. اما دارد خصوصیاتی بدان اضافه می شود.

 مثل رابطه هایی که در آن هم خانه شدن برای زندگی های کوتاه مدت است، و رابطه هایی که جز بچه دار شدن، افراد سعی می کنند یک Simulation از ازدواج را داخل آن داشته باشند. اما این خصوصیت جدید، چیزی است که خانواده و مذهب هنوز روی اش مقاومت دارد. آن هم از بین خواهد رفت، به زودی. و ما اکنون در این محدوده گذر تاریخی هستیم.


پیش بینی این است که ما در اواخر دهه 90 در ایران، انقلاب دوم رابطه ها را داشته باشیم، یعنی آنچه در غرب اتفاق افتاده است. ازدواج های سفید به وضوح از تابو خارج شود، خانواده ها آن را بپذیرند، مذهب برای اش کلاه شرعی پیدا کند و افراد داخل این رابطه ها دیگر خیلی روی مساله ازدواج تاکید نکنند و آن را یک مساله توافقی نه پیش فرض تلقی کنند.

آیا این پدیده درست است؟ نمی دانیم. باید متخصصین بررسی کنند که چنین چیزی برای جامعه ایران مفید است یا نه. اما بخشی از دوران گذر فرهنگی است و اجتناب ناپذیر. دورانی که سبب کاهش شدید جمعیت جوان کشور در بیست سال آینده نیز خواهد شد و این خطر بزرگی است.

و اما نکته ای که می خواستم بگویم. در میان ما هنوز آدم هایی هستند که بین این دوره های تاریخی پخش هستند. بزرگترین Conflict ای که این روزها ممکن است بوقوع بپیوندد Match شدن اشتباهی این آدم ها با خواسته های متفاوت، با هم است. ساده بگویم. دیگر دوران "انشالله" و "حالا ببینیم چه می شود" و "هرچه خدا بخواهد" گذشته است و همین طوری وارد رابطه عاطفی شدن.

امروزه دورانی است که شما وقتی یک رابطه را شروع می کنید باید سعی نمایید در همان فرآیند ارتباط آشنایی، درباره هدف یا ایده تان از رابطه دقیق و راحت صحبت کنید.

 گذشت آن زمانی که پسر و دختر فکر می کرده اند که اگر یک رابطه دوست دخترپسری را شروع کنند، مرحله بعد نامزدی است و بعد ازدواج! خیر. رابطه شما باید یا یک Google Map مشخص داشته باشد، یا از ابتدا بپذیرید که قبول کرده اید تنها از لحظه های تان لذت ببرید در آن رابطه فارغ از آینده. هر دو باید در این زمینه مثل هم فکر کنند. مهم است.

به نظرم، شما باید در این باره صراحتا با پارتنرتان صحبت کنید. شمای خانم، یا آقا، و مطرح کنید که اگر قرار است این رابطه مثلا تنها یک دوستی دوست پسردختری باشد من نمی توانم 2 یا 3 یا 4  سال از عمرم را روی آن بگذارم. دوستت دارم اما ببخشید، و بوم بوم خداحافظ!

اگر شما روی تان نشد، یا همه چیز را سپردید به ماه و مه و چرخ و فلک، بعد از سال ها دیدید این رابطه همین مانده و ازدواج نمی شود چه کسی مقصر است؟ دقیقا خودتان. زیرا از روز اول درباره اش حرف نزده اید و "تایید یا آگاهی بارز" طرف مقابل را نگرفته اید. به همین سادگی!

 اتفاقا  این رابطه ها یک Deal است. مذاکره درباره این چیزها دیگر امروزه شرط لازم و ضروری پیش گیری از مشکلات عاطفی و سو تفاهم ها در آینده است. مساله ساده است. اگر شما در طبقه یا شرایط سنی زندگی می کنید که ازدواج برای تان مهم است، چه لزومی دارد وارد رابطه ای شوید که احتمال به ازدواج رسیدن اش نزدیک به بعید است؟

شجاع باشید و بیایید بیرون و شیرینی های اش را فراموش کنید. یا نه، مثل یک گلادیاتور بمانید و واقعیت را بپذیرید و  از همین که درون اش هستید لذت ببرید. خوب فکر کنید، خوب تصمیم بگیرید، اما بعدها پارتنرتان را به بی وفایی هدفمندانه یا عمل کردن خلاف چیزی که باورتان بوده متهم نکنید. بعدها نشوید جزو طبقه برخی آدم های کمیک با شعار کلیشه ی "از من سو استفاده شده است".

چه شمای پسر، چه شمای دختر. اگر "ازدواج" Point مهمی است در رابطه عاطفی تان،بدانید از یک رابطه چه می خواهید و آن را با پارتنرتان مطرح کنید، بعد آن رابطه را بسیار عمیق کنید. این باور من است البته. در غیر این صورت رها کردن این مسایل مهم و فقط رابطه بازی کردن و به امیدش ماندن، در نهایت یک بازنده دارد، خودمان.

بله ما ایرانی ها تعارف می کنیم و فکر می کنیم کاری فوق العاده انجام می دهیم.  به وضوح اگر یک امریکایی خیلی از تعارف ها و احترام گذاشتن های ما را ببیند، ممکن است عصبی شود، یا آزار ببیند. به این می گویند تفاوت در برداشت.مادامی که در یک رابطه، صراحت و دقیق بودن را در خواستن مطالبات تان می گذارید کنار، انتظار دارید آن چیزی را که در ذهن تان هست طرف مقابل حدس بزند یا خودش باهوش باشد و بفهمد، که اکثر مواقع این طور نیست، اگر رابطه به جایی رسید که خلاف انتظار یا هدف شما شد مقصر چه کسی است؟ مطمئنا آقای دانلد ترامپ نیست.

پس پیشنهاد می کنم که اصول و خواسته های تان را اوایل رابطه با وضوح و شارپنس بالا مطرح کنید، و تنها در صورتی در رابطه بمانید که مطمئن شوید پارتنر شما با آن ها کاملا یا تا حدود زیادی موافق است.

در رابطه های عاطفی تان، باید دقیق حرف زدن و خواستن را یاد بگیرید، و اگر Feedback آن چیزی نبود که خواستید، اینقدر شجاع باشید که آن رابطه را فراموش کنید. کاری که من گاهی می کنم. و اصولا این کاری که هر کسی که نمی خواهد در یک دنیای فانتزی مبهم و مه آلود زندگی کند انجام می دهد.

 در جایی باشید که دقیقا از آن و بدون ترس از آینده لذت می برید. در جایی که حس کنید این رابطه، دارد درست و عالی کار می کند برای ذهن، روح و جسم شما. پایان


ادامه مطلب...
۲۷ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

ازدواج علت اصلی طلاق

رابطه - می دانید، در همه جای دنیا علت اصلی طلاق یک چیز محسوب می شود، و آن "ازدواج" است.  اما اگر بخواهم شیطنت را بگذارم به کنار، می توانم بگویم که از دور، ازدواج چیزی مثل قول دادن برای تنها برای هم بودن تا سال ها است. خیلی فلسفی اش نکنیم.

اغلب ما ازدواج را دوست داریم. اما درباره آن طبق عادت به شکلی نگاه می کنیم که مذهب یا جامعه از ما خواسته. ممکن است فانتزی های سیندرلایی هم به آن اضافه کنیم، اگر مدرن تر باشیم. آن ها می گویند ازدواج یک سنت الهی است. یا می گویند ازدواج یک تشکیل زندگی بایدی است. و بعد به شما نصیحت هایی می کنند. نکته های کنکوری می گویند. اما بیایید یک بار هم به ازدواج به شکل یک پروژه تولید هنری نگاه کنیم. مثل یک پروژه عظیم چون ساخت یک فیلم سینمایی.

می دانید برای تولید یک فیلم سینمایی با چه مراحلی روبرو هستیم؟ اول از همه Pre-production است. یعنی داشتن فیلم نامه، داشتن پول، داشتن بازیگر ،اطمینان از داشتن تماشاچی، و یافتن عوامل پشت صحنه و هر آنچه قبل از اولین روز فیلم برداری به آن نیاز است. مرحله نامزدی. مرحله ای که به سه سئوال مهم تر را باید در پایان اش پاسخ بدهیم. واقعا من نیاز به ازدواج دارم؟ چرا او تنها کسی است که اصرار دارم 40 یا 50 سال هر روز صبح وقتی از رختخواب بلند می شوم او را ببینم؟ و آیا این ازدواج مرا نسبت به گذشته ام آدم قوی تر و خوشحال تری خواهد کرد؟

بعد وارد مرحله Production می شویم. مرحله ای که فیلم برداری و بازی ها شروع می شود. قرار است همه دقت ها و شناخت هایی که در مرحله Pre-production کسب کرده ایم اینجا جواب بدهد. کار کند. اینجا ما ازدواج می کنیم. عروسی می گیریم و چند ماه پس از آن هنوز در این مرحله است. وقتی فیلم نمایش خصوصی دارد.

بعد وارد زندگی واقعی دونفری می شویم، یعنی مرحله Post-production. طولانی ترین مرحله این پروژه هنری اجتماعی. مثل فیلمی که قرار است سال های سال به نمایش در بیاید. از سینماهای هالیوود گرفته تا محروم ترین سینمای کامرون.

در همه جای دنیا علت اصلی طلاق یک چیز محسوب می شود، و آن "ازدواج" است. اما چه ازدواجی؟ ازدواجی که یک Pre-production  مزخرف و بی فایده داشته باشد. وقتی بدون وقت گذاشتن واقعی در آن (نتیجه دقت و بی رحمانه درباره نتایج فکر کردن) بخواهیم مثل یک کانگورو بپریم به مرحله Production. بعضی ها می گویند سال ها در مرحله پیش تولید بوده اند و اما باز هم موفق نشده اند؟ بودن در یک جا کافی نیست، "چطور بودن" مهم است.

مرحله پیش تولید در هر کار هنری یکی از بزرگترین عامل های موفقیت و ماندگاری اثر است و خیلی از ما در حالی برای مرحله Production (ازدواج) سر از پا نمی شناسیم که خبر نداریم فاجعه نداشتن Pre-production به زودی این فیلم را با یک شکست تجاری (شما بخوانید اجتماعی) روبرو خواهد کرد.

نه فقط ازدواج، هر حرکت اجتماعی که می کنیم راه موفقیت از همان Pre-production شروع می شود. چیزی که خیال می کنم اغلب جدی اش نمی گیریم چون فکر می کنیم در Post-production همه چیز جبران و درست می شود! باور غلطی که یک کشش عشقی، یا حتی مذهب و عرف جامعه ممکن است با ایجادش یک "خوش باوری دروغین" به شما بدهد

۲۷ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

رابطه چند ظلعی ها

 خیال می کنم در یک رابطه  عاطفی برقرار کردن نکته ای هست که گاهی به آن بی توجه هستیم. یک تفاوتی هست که در ابتدا جذاب و دلچسب است و اما بعدها اصلا جذاب نیست که هیچ، خراش می اندازد به سطح آن ارتباط درست مثل سمباده. و آن تفاوت شکل "شخصیت زندگی" ما آدم هاست.

احتمالا همه ما یک شخصیت با زندگی خطی متفاوت داریم. یعنی زندگی  مان در طول ماه یا هفته یک روال مشخص است. اما تعداد نقطه هایی که این خطوط را به هم وصل می کند یکی نیست.

مثلا یک گروه از ما، که اغلب مردم را شامل می شود، شخصیت زندگی مان یک چهارگوش است. گوشه کار، گوشه تفریح و وقت گذرانی، گوشه خانواده، گوشه رابطه عاطفی داشتن.

یک گروه شخصیت زندگی شان، شش ضلعی است. علاوه بر موارد بالا؛ گوشه خلوت گزینی و هنر هم دارند. یعنی یک مواقعی کار و تفریح و خانواده و رابطه را می گذارند کنار چون می خواهند ساعت هایی تنها باشند یا چیزی خلق کنند.

می دانم که این گروههای شخصیتی حتی متنوع ترهم هستند. مثل افرادی که شخصیت زندگی شان یک گوشه دیگر هم دارد. یعنی علاوه بر موارد بالا؛ گوشه ماجراجویی هم دارند، یا گوشه عبادت دارند یا گوشه اگاهی جویی و ...

ببینید، همیشه یک آدم مربع ممکن است برای یک آدم شش ضلعی جذاب باشد یا برعکس. آدم مربع به آدم هشت ضلعی می گوید تو چقدر در زندگی ات خاصی، تنوع داری و این عالی است، آدم هشت ضلعی هم به آدم مربع می گوید وای ،چقدر تو زندگی خلوت و آرامی داری! عاشق ساده بودن زندگی ات هستم.

این ها روزها و ماه های اول جذاب است. اما اصولا یک رابطه عاطفی ابدی، حداقل اش این است که وقتی از بالا نگاه اش می کنید، اضلاع و گوشه های اش روی هم بنشیند. نمی دانم متوجه منظورم می شوید یا خیر. امیدوارم درست بیان کنم.  وقتی یک شخصیت زندگی مربع را روی دایره قرار می دهیم تقریبا همپوشانی ندارد! همین طور اشکال متفاوت دیگر.


پس یک آدمی که چهار نقطه ای است، برای یک آدم هشت نقطه ای به زودی کسل کننده و تنبل و عافیت طلب به نظر می آید. این دلیل اش این نیست که همه باید گوشه های زندگی مان زیاد باشد، ابدا، معنی اش این است که هر آدمی با استعداد و توانایی هایی به دنیا آمده.

در این صورت شما احتمالا دوراه دارید؛ یا آن افراد را به خاطر جذابیت های اش نهایتا یک دوست نزدیک نگاه دارید، یا سعی کنید به سمت او تغییر شکل دهید. این برای چه هست؟ برای این که بتوانید درک درستی از دنیای هم داشته باشید و کنار هم بمانید در بلند مدت. اما مطمئنا کار دشواری است.

همیشه این طور فکر کرده ام که اصل تفاهم در یک رابطه، از وقتی شروع می شود که اشکال شخصیت زندگی آدم ها شبیه هم باشد. در غیر این صورت آن دو آدم اگر هم شکل نباشند تا ابد، هم را نمی فهمند، فقط تا وقتی که مثل بمب های کنارجاده ای منفجر نشده اند یکدیگر را تحمل می کنند!  تحمل کردن با فهمیدن فرق دارد. تحمل کردن اشتباه است، فهمیدن اما یک ارزش اجتماعی است.

بنابراین فکر ازدواج کردن یک شخصیت مربع که تا کنون همه زندگی اش کار و خانواده و رابطه و تفریح بوده؛ با شخصیت شش ضلعی، از نظر من اشتباه محض است. (استثنائات همیشه وجود دارد). پس نهایت اش از اول اش مشخص است. ما در حال حاضر در دنیایی هستیم که حتی آدم های هم شکل مشکل فهمیدن هم را دارند، چه رسد به این که هم شکل هم نباشند.

اینجاست که Making Solution مهم است. این که لزوما نگویید پس ما برای هم نیستیم. بگویید خوب ما یکی مان باید به دنیای آن یکی مان شبیه تر شود تا درک بهتری از هم داشته باشید. به نظرم در این شرایط، شما آدمی را که طرز زندگی اش از شما کارشده تر است را نمی توانید پایین بکشید تا مثل خودتان شود، این شما هستید که احتمالا باید خودتان را بالا بکشید و به گوشه های زندگی تان اضافه کنید. اگر دیدید نمی توانید، خوب واقعیت را بپذیرید. گاهی آمادگی برای خداحافظی بهترین راه حلِ آخر برای شماست.

۲۷ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

خودخواهی در رابطه ها و ترک رابطه


به نظر من یک خانم ایرانی این را باید به خوبی تمرین کند و یاد بگیرد که می تواند یک "مرد خودخواه" را  که با حرف زدن و صحبت کردن قابل اصلاح نیست به سادگی ترک کند.  این یک ترک دیپلماتیک است. این یک ترک آموزنده است. لازم است در فرهنگ ما  ایرانی ها جا بیفتد. من در ایران در قشر مردها خیلی بیشتر خصوصیات "کودکانه" دیدم تا در مردهای این سوی دنیا. یعنی یک تفاوت ظریفی هست بین مردسالاری و خودخواهی مرد که در بطن رابطه قلب شده است.


این که می گویم خصوصیات کودکانه، یعنی آن خودخواهی ها و توجه طلبی ها و انحصارخواهی های یک کودک. ولی این درست کارنخواهد کرد. چون همان طور که یک کودک وقتی هر اسباب بازی را به او دادی، متوقع می ماند و شاید بیشتر هم بشود، برای مرد خودخواه هم همین رخ خواهد داد.


قصدم بد گفتن از مرد ایرانی نیست، هرگز. اغلب ان ها خوب اند. اما وجود چنین مردانی درجامعه ایران یک حقیقت است. همه می دانیم.همین طور وجود مادرهای پرورنده چنین مردانی، که احتمالا دختری را پیشنهاد می دهند ادامه دهنده راه شان باشد.

 متاسفانه در روابط میان زن و مرد، در جامعه حال حاضر، عامل پرورش خودخواهی و باقی ماندن مردسالاری ازحد گذشته در اغلب موارد دقیقا خود زنان هستند. یکی از دلایل کوچک آمار بالای طلاق در جوامع غربی سست بودن پایه های اخلاقی ازدواج نیست. اتفاقا به خیال ام این است که آدم ها وقتی هم را خودخواه می بینند یا آن یکی را یک خودخواه غیرقابل اصلاح، ساده موقعیت را ترک می کنند.

سئوال ساده است. مگر ما چندبار تجربه زندگی کردن داریم که بخواهیم بیشتر برای خواسته های یک نفر دیگر همه عمرمان را بگذرانیم؟ برعکس اش هم اینجا صادق است. فداکاری ارزشمند است، اما مادامی که وظیفه تان تلقی نشود، قدرش شناخته شود و هرچند کمتر، جبران گردد. خروجی باید یک چیز مثبت و امیدوار کننده باشد برای شما، نه این که خروجی اش "همین است که هست" باشد!  اگر نشد، اگر در یک رابطه خودخواهانه دائمی گرفتار شدید، به قول امریکایی ها Something wrong!


پس به باور من، یک سوال مهم دیگر این است که وفاداری به کسی که آرامش شما را با خودخواهی می گیرد تا کجا ارزش دارد؟ دوست داشتن کسی که عادت کرده اول به خودش فکر کند، چه احساس تعلق فایده داری به شما می دهد؟

به نظر من اگر یک مرد در زندگی با پارتنرش، چون درختی رفتاری باشد که دارد مدام غلط رشد می کند  و بالا می رود یک معنی بیشتر ندارد، درست است که بذر و نهال اش را شمای خانم نگاشته اید و دست خانواده و جامعه و ... بوده، اما پای اش که آب و کود می ریزید با اصلاح نکردن شرایط.

باید مانع پرورش عادت های غلط میان مردان جامعه تان شوید، یکی اش خودخواهی های شان است. این کار را بکنید، این کار را بکنید تا دست کم فردا دختران و پسران تان خوشبخت تر باشند و دنیا جای امن تری برای ان ها باشد.

۲۷ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

رابطه جنسی و پسران ایرانی

یک چیزی که خیلی آزاردهنده است در  میان جمعیت قابل توجه ای از پسرهای ایرانی، نحوه برخوردشان با مساله  رابطه جنسی است. و آن،  رابطه جنسی را به شکل "وقیح خواستن" است، یا  رابطه جنسی را با "التماس خواستن" است. این لزوما از بی ادبی شان نیست، از دراین باره آموزش ندیدن است. رابطه جنسی را از بر هستند اما رفتار درست جنسی را خیر.

به نظر من واقعا مردی که از دنیای  رابطه جنسی یک چیز بدقیافه بدشکل وارد تجربه های روحی یک خانم می کند را باید  یک بمب تایمر دار 15 ثانیه ای بست، کلیدش را روشن کرد و فرار کرد.

 فکر می کنم درصد بالایی از دخترهای امروز ایرانی واقعا با  رابطه جنسی مشکلی ندارند. یعنی اتفاق افتادن اش را پیش از ازدواج مثل بچه های نسل من در ایران یک تابو نمی دانند. اما همه این درصد آیا رابطه جنسی برقرار می کنند؟ البته که نه. احتمالا خیلی کمتر از این رخ می دهد.

مساله اش این است که خیال می کنم مرد ایرانی هنوز یاد نگرفته بی فاصله شدن را زیر پوست یک رابطه و بدون این که دیده شود بخواهد. آن را به عنوان بخش برجسته رابطه می خواهد. خوب زننده است دیگر. مثل این است که کسی توت فرنگی روی کیک را سوا کند و بگوید بقیه اش خیلی اهمیت ندارد.

 موسیقی خوب برای یک فیلم، موسیقی است که اینقدر خوب باشد که در طول فیلم شنیده نشود. آنقدر که در لابه لای داستان حل شود و خودش را جدا نشان ندهند. اما بعد از فیلم ناخودآگاه زمزمه اش کنی. حال داستان  رابطه جنسی در یک رابطه همین است. اگر به عنوان یک مرد طوری رفتار کنید که حسی غیر از این به پارتنرتان بدهید راه را عوضی رفته اید رفیق.در اصل به باورم این مردان هستند که متهم واقعی ترس زن از سکس هستند. بیشتر از مذهب، بیشتر از تابوها.

۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

ازدواج ، یک سفر است نه ورود به قصر رویایی!


ای کاش اسم مناسب تری روی "ازدواج" گذاشته می شد . یعنی اسمی گویا تر که فرایند زیستن با همسر را بهتر بازگو کند .
"سفر " شاید بتواند اسم گویا تری باشد . چون ازدواج از ابعاد زیادی شبیه به سفر رفتن است . دو نفر با هم سفری را آغاز میکنند که پر از سختی و مخاطره و زیبایی است . در میانه سفر ممکن است پخته تر شوند ، راه دیگری بپیمایند و از هم جدا شوند ، ممکن است متوجه شوند که مقصد مشترکی ندارند  یا اگر مقصد شان مشترک است راهی که انتخاب کرده اند مشابه نیست . (که البته این را زودتر هم  می توان فهمید ) می توانند از ابتدا تصور کنند که ازدواج کاری است که حوصله و صبر می خواهد . گذشت می خواهد . گاهی مبارزه می طلبد و گاهی رنج آور می شود .
این  همه طلاق های زود هنگام از آن جا رخ می دهد که طرفین (یا یکی از آن ها )گمان می کنند که ورود به ازدواج ، شبیه به ورود به یک قصررویایی و  افسانه ای است که وقتی واردش می شوند همه رنج ها پایان می پذیرد و خوشی ها آغاز می شوند . جایی برای رسیدن به خواسته ها و داشته هایی که تا کنون نداشته اند . در نتیجه با کمترین ناملایماتی که می بینند ، گمان می کنند ازدواجشان اشتباه است ، در حالی که برداشت آنها از ازدواج اشتباه است . برداشت اکثر ، از ازدواج ، بیشتر برداشتی است که از فیلم ها و کتاب ها به خورد آنها داده شده و با حقیقت فاصله دارد .
تازه آن فیلم ها و کتاب ها هم داستان را تنها تا آن جا روایت می کنند که دو دلداده به هم می رسند ( یا هرگز نمی رسند ) و در باره ی ادامه آن ، این که چطور دو دلداده باید با هم بمانند و چگونه سفر زندگی را طی کنند ،عمدتا حرفی برای گفتن ندارند . یا اگر دارند می دانند که این حرف ، برای  کسی جذاب نیست و مخاطب حوصله ی چنین چالش هایی را ندارد .
 منظور این نیست که هرگز و به هیچ روی  نباید ازدواج را متوقف کرد ، چون گاهی دلایل روشنی برای این کار وجود دارد . اما همیشه چنین نیست و شاید اگر آماده ی سفری پر خطر و تا حدی سخت و پرچالش نیستیم ، بهتر باشد که ازدواج خود را عقب بیندازیم .

۲۴ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

چگونه می توان عشق پر حرارت قبل از ازدواج را تا آخر عمر با خود داشته باشیم؟

                      

جواب اول به این پرسش مهم این است که هیچ راهی وجود ندارد. بگذارید تمثیلی به کار ببریم داستان عشق به مانند سفینه ایست که با نیروی بسیار بالا برای خروج از جو زمین شروع به حرکت می کنند و برای رسیدن به نقطه اوج خود نیاز به انرژی بالا دارد اما پس از رسیدن به خارج از جو دیگر به آن حرارت بالا و نیروی عظیم احتیاج ندارد. برای ازدواج و تشکیل خانواده نیز نیروی عظیم عشق نیاز است و بعد از آن زندگی به مسیر خود در روال عادی خویش ادامه خواهد داد.

عشق به مانند یک بچه است، همانطوری که  شش ماهگی و شش سالگی کودک با شصت سالگی آن متفاوت است. اشکال کار در این نمی باشد که عشق تبدیل به چیز دیگری می گردد بلکه اشکال کار در این است که ما انتظار داریم که این عشق به مانند روز اول خویش پر حرارت باقی بماند. شما روز اول و بار اولی که همسر خویش را می بینید ، اولین سوال این است که اسمش چیست و یا چه خصوصیاتی دارد و شماره تلفنش را دوست دارید داشته باشید اما پس از ازدواج دیگر این سوالات ارزش خود و هیجان خود را از دست داده و اصلاً دیگر سوال نیستند.

در واقع اگر شما انتظار دارید که مدرسه و هیجان روز اول آن و یا مسافرت و هیجان پیش از سفر با شما تا آخر راه وجود داشته باشد به نظر این امر کمی نامقبول و نامعقول می باشد و این انتظاری نیست که با واقعیت مطابقت داشته باشد.

بگذارید تمثیل اول خویش را تکمیل کنم، کودکی که شش ماهه هست و سپس شش سالگی و۱۶ سالگی و ۶۰ سالگی را تجربه خواهد کرد این تغییرات نافع اصل وجود این شخص نیست. ما می‌پذیریم که این فرد ۶۰ ساله همان کودک شش ماهه است اما تغییر را در عرض این فرد به رسمیت می شناسیم.

 

اما بهتر است به این نکته توجه کنیم که بیشتر آدم هایی که ادعا میکنند عاشق شده اند این عشق نیست، اگر هم عشق باشد، عشقی که ناشی از ویژگی‌های شخصیتی و رابطه و ارتباط بین آنها باشد ، نمی باشد بلکه ترشح دوپامین مغز است و به علت اینکه این پسر و دختر از همدیگر خوششان آمده است در مغز ترشح شده است، پس در بار اول طول دوره عاشقی معمولاً هشت یا نه ماه و در بارهای بعدی کمتر خواهد شد،شما برای ادعای عشق باید نشان دهید هردو مدعی عشق آیا ظرفیت عشق ورزی و عشق پذیری دارند و هنر عاشقی را آموخته اند یا نه؟

یکم .معمولاً بیشتر افرادی که ادعای عشق میکنند تنها در ادعا باقی می مانند و در جوهر و ذات آنها عشق وجود ندارد،

دوم.عشقی که احساس می شود معمولاً ناشی از ترشح  غددی است که دوره ای میباشد و در صورت عدم ترشح این کجا این عشق و احساس به سراغ کار خود خواهد گرفت.

 

سوم.بسیاری از آدمیان بیمار هستند، و عشق تنها عشق یک آدم بیمار است.این عشق های بیمارگونه معمولاً زمینه ای از عادت و اعتیاد را در خود دارند، اینها نوعی از همزیستی و حالت های سیمبیانیک دارند، فراوان عاشقی را دیده اید که بیمار بوده اند و عشق بیمارگونه داشته اند و یا عشق برای آنها ارتباط مستقیمی با حالت احتیاج و نیاز داشته است یعنی به آن میزان که شخصی می‌تواند احتیاج فیزیکی و روانی و جنسی و عاطفی مرا برطرف کنند من بیشتر عاشق او می‌شونم و آن آدم به بخصوص خودش مطرح نیست بلکه مسئله مسئله نیاز و پاسخ به آنهاست به عشق من ،توانایی او در برآورده کردن این احتیاج ها و نیاز هاست.

پس اول مهم است که تکلیف واژه عشق روشن گردد، و در بیشتر مواقع ادعای عشق را جدی نگیرید، واقعیتش این استکه بیشتر مردم اصلا نمی دانند عشق چیست و زندگی عاشقانه چگونه باید باشد. و بیشتر اسیر توهمات و تصورات باطل خود از عشق هستند و بیشتر اگر عشقی هم تصویر شود عشقیست که مربوط به ترشحات هورمونهای مغز است که آن هم کوتاه مدت می باشد و این حالت بعد از به پایان رسیدن ،تنها به مانند یک خاطره در ذهن باقی می ماند،می باشد.

دریافت

اما ما می خواهیم در مورد دو انسان  صحبت کنیم که همدیگر را واقعا دوست دارند و از مرحله خوش آمدن و دوست داشتن گذشته اند و از لحاظ روانشناسی مراحل نه گانه ای بر آن مترتب است و به چند ماهی احتیاج دارد و معمولاً با یک نگاه اتفاق نمی افتدو به مانند تولید مثل است یکباره اتفاق نمی افتد و بعد ها باید حادث گردد.

پس ما فرض را بر این می گیریم که در مورد عشقی صحبت می‌کنیم که دنیای علم آن را می شناسد و می شود برای آن ویژگی‌ها و شرایطی قائل شد که تقریبا در این زمینه نتیجه نسبتاً ثابت و واحدی وجود دارد و غریب نمیباشد و در آدم های مختلف  متفاوت نیست.

پس اگر بعد از متوجه شدن همه مطالب بالا ما می‌خواهیم در مورد یک عشق درست واقعی و علمی صحبت کنیم،چند مورد وجود دارد که ما باید آنها را رعایت کنیم تا از عشق خویش نگهداری نمایید.

اول ، اینکه باید بدانید شما به این عشق و رابطه و ازدواج صددرصد متعهد هستید، یعنی اگر زن هستید موضوع همه مردان دیگر برای شما منتفی است و اگر مرد هستید موضوع همه زنانه دیگر برای شما بی اهمیت است. یعنی همه انسان هستند و دیگر زن یا مرد نیستند و جنسیت برای شما تمام شده و تنها در محدوده ی عشق اهمیت دارد.

دوم اینکه این عشق را باید حس کرد و هر چه مربوط به آن است را احساس نمود. به مانند اینکه شما غذایی را تناول می کنید و تمام نیروی خود را متمرکز کرده و آن را می چشید و سپس آنرا بیان می نمایید، بسیاری از اوقات ما غذایی را میخوریم ،بدون اینکه ما متوجه بشویم  چه خوردیم و هیچ ابرازی نسبت به آن صورت نمی دهیم. مهمترین نکته این است که این احساس و این عشق را  باید انسان در خود تقویت کرده و آن را ابراز کند و این حس گرما را انتقال دهد، یعنی اینکه از وجود این شخص من  لذت میبرم وبرای من این امر سرشار آرامش و شعف و شادیست و آن را به او هم انتقال میدهم. ابراز عشق در پایداری عشق اهمیت بسزایی دارد و این ابراز باید از طریق زبان و نگاه و لمس کردن و خوب گوش دادن و در یک کلام همه احساس های انسان صورت پذیرد،

سوم اینکه من تمام و کمال حقیقت را به این شخص بگویند و به هیچ وقت ابدا چیزی در امور مربوط به علاقه کنترل نکنم. برای مثال شما دوست دارید مقداری پول به خواهرتان بدهید به همسرتان مخالف می باشد به شما این مبلغ را داده اید دیگر دروغ نگویید رنگ کنید در اولین فرصت به همسرتان بگویید تا فرافکنی در بین شما وجود نداشته باشد. پس تمام و کمال حقیقت را باید به او بگویید. روزی که قصد فریفتن و بازی دادن می‌کنید یقین کنید که عشق تمام شده است.

چهارم اینکه با تمام وجود می‌پذیرید که باید درخواست ها و خواسته ها و احتیاجات خودتان را مشخص بگویید. عشق یعنی از ابراز درخواست و نه انتظار اینکه خودش متوجه شود که درخواست خواسته و احتیاج من چیست؟؟

پنجم اینکه این شخص برای شما نفر اول زندگی تان می باشد همه آدم ها بعد از او قرار می گیرند حتی  بچه ها. نفر اول زندگی شما بودن یعنی اینکه در مجموع همسرشما مسئله و موضوع زندگی شماست و در شرایط مساوی انتخاب خواهد بود.

۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

ازدواج و پاسخ به کدام نیازها؟؟؟؟

ازدواج نوعی رابطه می باشد و اساساً زندگی به معنای برقرار کردن رابطه برای پاسخ به ضرورت های لازم می باشد.

در ازدواج و تشکیل خانواده ما نیاز اساسی را می‌بایست بر طرف کنیم.

یکم. نیاز جنسی بسیار مهم و حیاتی است.

دوم. نیاز روانی که آن هم در جای خود بسیار پر اهمیت می باشد و البته نیازهای مربوط به مادیات بدون تشکیل خانواده هم می توان به آن ها پاسخ داد.



۲۲ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی