شیدایی به سبک ایرانی

راهکارهای نوین روانشناسی رابطه در همسریابی و همسرگزینی و استفاده درست از سایت همسریابی شیدایی برای ازدواج دائم و موقت

۲۱ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

سایت همسریابی برای شهر ها و شهرستانهای ایران

سایت همسریابی با لینک مخصوص برای شهرهای ایران وجود دارد تا هر کدام از هم میهنان گرامی که از اهالی شریف شهرستانها هستند به توانند مطمئن باشند که از روستای آنها نیز امکان انتخاب همسر در سایت همسریابی وجود دارد دست شما را به لینک های مخصوص که در ادامه مطلب قرار داده شده است و لینک های مخصوص شهر ها برای سایت همسریابی می باشد ارجاع می دهیم


ادامه مطلب...
۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

لینک مخصوص سایت همسریابی برای روستاهای ایران زمین

سایت همسریابی با لینک مخصوص برای روستاهای ایران وجود دارد تا هر کدام از هم میهنان گرامی که از اهالی شریف روستا هستند به توانند مطمئن باشند که از روستای آنها نیز امکان انتخاب همسر در سایت همسریابی وجود دارد دست شما را به لینک های مخصوص که در ادامه مطلب قرار داده شده است و لینک های مخصوص روستاها برای سایت همسریابی می باشد ارجاع می دهیم

ادامه مطلب...
۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

ازدواج مدرن و امروزی و یا سنتی

کشور ما، همانند بسیاری از ممالک، در حال گذار از یک جامعه سنتی به صنعتی و مدرن می باشد و این گذار، به هر حال، منجر به تغییراتی می شود که مواجهه با آن اجتناب ناپذیر خواهد بود. از جمله می توان به مجموعه ای از دگرگونی ها در سبک زندگی فردی و اجتماعی و بعنوان نمونه، تغییر در نگرش خانواده ها و جوانان راجع به سبک ازدواج، اشاره نمود. در حالی که جوانان گذشته، با گزینه های معدودی از شیوه های ازدواج روبرو بودند و همان روال سنتی را در پیش می گرفتند، جوانان امروز با گزینه های متعدد و متفاوتی روبرو هستند. لذا دائما از خود یا از متخصصین می پرسند که کدام روش بهتر است؛ روش سنتی یا امروزی؟ لذا به دلیل اهمیت ازدواج جوانان و لزوم رسیدن آنان به بینشی در این زمینه، این مبحث ارائه می گردد.

ازدواج سنتی
به طور سنتی، خانواده ها برای ازدواج فرزندان خود نکاتی را در نظر می گرفته و هنوز هم در نظر می گیرند. این نکات، حاصل تجربه های خاص خودشان، یا تعالیم فرهنگی و اجتماعی بوده است. هر خانواده، اصول و قوانین ویژه ای برای خود دارد و تلاش می کند طبق این اصول اقدام کند. وقتی یکی از پسرها آمادگی خود را برای ازدواج اعلام می کند، به طور سنتی، بزرگترها می نشینند و با هم گفتگو می کنند. در مرحلة اول، از طریق پرس و جو، دختر خانم هایی را برای ازدواج انتخاب می کنند، در مورد آنها و خانواده هایشان تحقیق و بررسی می کنند و بعد، بر اساس اصول و قوانین خانواده ، از بین موارد مطرح شده، یک نفر را بر می گزینند و این گزینش، معمولاً با نظر خواهی از ریش سفید ها و با اصطلاح عقلای قوم صورت می گیرد.

فرایند سنتی ازدواج، معمولاً با خواستگاری رسمی و خانوادگی شروع می شود. خانواده ها همدیگر را می سنجند تا ببینند آیا مطابق با اصول و هنجارهای یکدیگر هستند یا نه. در صورتی که تطابق وجود داشت، از دختر و پسر هم نظر خواهی می کنند و اگر این دو به ازدواج رضایت دادند، بقیه مراحل اجرا می شود. حتی هنوز هم در برخی از ازدواج های سنتی در همان شب خواستگاری مراسم عقد کنان انجام می شود ولی شکل امروزی تر آن، این است که خانواده ها به دختر و پسر فرصت می دهند تا همدیگر را بیشتر بشناسند و در طی چند جلسه گفتگو، تصمیم بگیرند.


ازدواج به شیوه متفاوت
امروزه جوانان و خانواده ها با شکل متفاوتی از ازدواج روبرو می شوند که اصطلاحا به آن ازدواج غیر سنتی گفته می شود. منظور ازدواجی است که متفاوت با رسوم و قرارداد های خانوادگی و فرهنگی انجام می شود. مثلا دختر و پسری با همدیگر َآشنا شده، قرار ازدواج می گذارند. مدتی را برای شناخت همدیگر صرف می کنند و بعد از اینکه تصمیم نهایی را برای ازدواج گرفتند، خانواده هایشان را در جریان قرار میدهند.

یک شکل دیگر هم وجود دارد که دختر و پسری بدون هیچگونه قصدی برای ازدواج وارد یک رابطه عاطفی می شوند، شدیدا به همدیگر علاقمند و وابسته شده و بعد تصمیم به ازدواج می گیرند. در برخی موارد ایندو اصلا آماده ازدواج نیستند اما به خاطر وابستگی ایجاد شده، ازدواج را اجتناب ناپذیر می بینند. در شکل دیگر، دختر و پسری وارد رابطه عاطفی و بعضا جنسی شده و بعد از مدتی به دلیل احساس تعهد و مسئولیتی که نسبت به طرف مقابل ایجاد می شود، تن به ازدواج می دهند. بدون اینکه آماده ازدواج باشند و حتی بدون اینکه واقعا یکدیگر را برای ازدواج انتخاب کرده باشند.

در ازدواج هایی از این قبیل، تقریبا در اکثر موارد، زمانی که خانواده ها متوجه قصد ازدواج فرزندشان می شوند و بویژه وقتی که متوجه می شوند که او از مدتها قبل همسر خود را انتخاب کرده است، اصلا واکنش خوبی نشان نمی دهند. این خبر می تواند خانواده را شوکه کند و آنها را مدتی در شوک و نگرانی شدید نگهدارد. بویژه وقتی که پافشاری فرزندشان را می بینند این بحران شدید تر می شود. اما در اکثر موارد، این جوان عاشق و مصمم است که ظاهرا پیروز میدان است و خواسته اش را به کرسی می نشاند. بی آنکه بداند که آیا تصمیم درستی گرفته است، یا خیر؟

کدامیک موفق تر است؛ ازدواج سنتی یا امروزی؟
هنوز هم ، ازدواج سنتی در مقایسه با ازدواج های امروزی تر، به لحاظ توجه به هنجارها و قوانین خانواده ها، ازدواج با ثبات و امن تری به حساب می آید؛ اما در اینگونه ازدواج ها به برخی از ویژگی های فردی دو طرف ازدواج، توجهی نمی شود. به عنوان مثال، ابعاد عاطفی، جنسی، ویژگی های شخصیتی و سبک های رفتاری فرد کمتر مورد توجه قرار می گیرد. شاید به این دلیل که این ویژگی ها برعکس خصائص جسمانی، خانوادگی و سطح اجتماعی فرد مقابل، کمتر ملموس است. در ازدواج های خیلی سنتی، معمولاً خانواده ها تمایلی به صبر کردن و وقت گذاشتن برای بررسی خصائص فردی طرف مقابل ندارند. معمولاً خیلی عجله می کنند که کار را تمام کنند (در اینجور مواقع، ضرب المثل « تا تنور داغ است، بچسبان! » را زیاد می شنویم).

البته، آنچه در مورد ازدواج های سنتی گفته شد، به معنای این نیست که در ازدواج های غیر سنتی ، که احتمالاً بدون توجه کامل به معیارها و اصول خانوادگی انجام می شود (مانند ازدواج هایی که با روابط عاشقانه شروع شده و با وجود مخالفت خانواده ها انجام می گیرد)، نیازهای عاطفی، جنسی، و .... زوج ها بر آورده می شود. خیلی از اینگونه ازدواج ها، بیشتر به دلیل کشش های شدید عاطفی و جنسی صورت می گیرد و به دیگر شباهت ها (حتی شباهت در نیازهای عاطفی و جنسی) کمتر توجه می شود. متأسفانه، کم نیستند زوج هایی که با موانع دشوار اجتماعی و خانوادگی مبارزه می کنند و در نهایت، با اشتیاق فراوان ازدواج می کنند، اما بعد از فروکش کردن اشتیاق شدیدشان، تازه متوجه می شوند که چقدر با هم متفاوتند. فکر کنید، رسیدن به این نقطه کور چقدر می تواند دردناک باشد.

جوانان امروزی به کدام شکل ازدواج گرایش بیشتری دارند؟

هر زن و مردی که با همدیگر ازدواج می کنند، بعد از ازدواج، از خود و همسرشان یکسری توقع و انتظار دارند. بعضی از این انتظارها، یا در راستای خصائص فرهنگی، جسمی و طبیعی فرد بوده و یا نسل اندر نسل به ما منتقل شده است (مانند نقش های فرزند پروری پدر و مادر). اما در کنار این وظایف نسبتاً ثابت، یکسری انتظار هم وجود دارد که به مرور زمان و با توجه به شرایط روز، ایجاد شده و تغییر می کند. مثلاً اگر سالها قبل، از یک پسر 20 ساله می پرسیدند: «چرا می خواهی ازدواج کنی؟» به احتمال زیاد پاسخ می داد: « می خواهم ازدواج کنم تا همسری داشته باشم تا به امورات خانه ام رسیدگی کند و........». یعنی ازدواج بیشتر به خاطر نقش های اجتماعی و فرهنگی صورت می گرفت.

ولی امروزه از خیلی از جوان ها می شنویم که: « اگر بخواهم غذا بخورم، یک نفر را استخدام می کنم که برایم غذا بپزد، یا به رستوران می روم. یک تمیز کار استخدام می کنم تا به خانه ام برسد و ..... پس اصلاً چرا باید ازدواج کنم؟» در مقابل، دختر خانم هایی را می بینیم که استقلال مالی دارند و به لحاظ مالی نیازی به داشتن همسر و تکیه گاه احساس نمی کنند. این گونه صحبت ها، نشان می دهد که در دنیای امروز، صرفاً به دلیل نقش های اجتماعی و فرهنگی که به طور سنتی به زن سپرده شده، مانند خانه داری و آشپزی یا به دلیل نقش های اجتماعی و فرهنگی که به مرد سپرده شده است، نمی توان ازدواج کرد.

امروزه حتی ازدواج به خاطر رفع نیاز جنسی هم ناکافی است و باز هم انگیزة بالاتری برای ازدواج لازم است. بنابر این، دلایل سابق برای ازدواج، هر چند عالی و لازم است اما کافی نیست. به نظر می رسد، یک ضرورت قوی برای ازدواج کردن، نیاز به صمیمیت و رابطة پربار عاطفی با شریک زندگی است. پس اگر نهادهای اجتماعی و خدماتی بتوانند عهده دار نقش های خانه داری و آشپزی بشوند. اگر زنان هم بتوانند گرداننده حد اقل بخشی از نیازهای اقتصادی خانواده بشوند، اما صمیمیت و رابطه توأم با عشق و محبت چیزی نیست که به آسانی و بوفور قابل دسترسی باشد. به عبارت دیگر اگر در گذشته ازدواج هایی بدون عشق و عاطفه و صمیمیت جنسی صورت می گرفت و ادامه می یافت، اما امروزه این ازدواج ها قطعا دوامی نخواهند داشت. چرا که برای جوانان امروز، دو پایه و ستون مهم ازدواج، صمیمیت جنسی و عاطفی است که بدون آن هیچ ازدواجی استوار نخواهد بود، مگر به شکل کجدار و مریض.

با توجه به آنچه ذکر گردید، در ازدواج هایی که در آن فقط به اصول و شرایط و هنجارهای خانوادگی و فرهنگی توجه می شود(آنطور که در ازدواج های سنتی مد نظر است) و حتی زمانی که جذابیت جسمی(بویژه در زن) هم مد نظر قرار می گیرد، ممکن است تصادفاً شباهت شخصیتی، عاطفی، جنسی و رفتاری وجود داشته باشد و ممکن است وجود نداشته باشد. بنابر این با توجه به تغییر نگرش و انتظارات زنان و مردان امروزی، احتمال اینکه چنین ازدواجی علیرغم چارچوب درستی که دارد، نتواند نیازهای عاطفی و جنسی زوج های امروزی را بر آورده کند، کم نیست. لذا ازدواج های صرفا سنتی که در آن شباهت، علاقه، جذابیت جنسی و رابطه عاطفی طرفین اهمیتی ندارد، امروزه کارایی لازم را نخواهد داشت.
در نتیجه، با توجه به آنچه ذکر شد، به نظر می رسد که در ازدواج های امروزی ترکیبی از ازدواج سنتی با شیوه های نوین، نتیجة بهتری داشته باشد. یعنی ازدواج بر اساس یافته های نوین علمی که روی یکسری شباهت های زوجین و ویژگی های مرتبط با رضایت زناشویی و در نتیجه، ازدواج موفق تأکید می کند و علاوه بر آن، توجه به اصول، هنجارها و معیارهای فردی، خانوادگی و فرهنگی دو طرف.

نویسنده: دکتر اعظم صالحی (مشاور خانواده و عضو هیات علمی دانشگاه)


منبع: پزشکی انلاین

۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

🎩 رابطه – دو نقطه، یک پاره خط



یک رابطه عاطفی، دو نقطه است و یک پاره خط. یکی از آن نقطه ها تو هستی، نقطه دیگر پارتنرت. کسی که دوستش داری. در این میان؛ پاره خطی نیز این دو را بهم وصل کرده. اغلب ما خیال می کنیم برای یک دوستی یا ازدواجی عالی، وجود این دو نقطه ی بهم علاقه مند کافی است. از نظر من اما اصل ماجرا اتفاقا آن پاره خط وصل کننده است. سلامتِ پلِ وصل کننده. 


ما بیشتر دنبال کسی هستیم که عمیقا بخواهیم اش، یا که او عمیقا ما را بخواهد. تا بوده در ادبیات و فانتزی های ما همیشه پای عیارِ دوست داشتن و عمق اش در میان بوده، اما اصل ماجرا این است که درستیِ آن "دوست داشتن"، ارزشِ آن "دوست داشتن"، و از همه مهمتر، آرامشِ آن "دوست داشتن" از یک جایی به بعد، از خود دوست داشتن مهم تر است. 


من این طور فکر می کنم که ما رابطه های مان را بیشتر به خاطر جدی نگرفتنِ معماریِ همین پل ها از دست می دهیم. درباره اش اگر شیطنت  کنم، پلِ دیروز، به سادگی می تواند تله فردا باشد. ▪️


پرنس جان

۲۵ آذر ۹۶ ، ۰۸:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

سیستم کسب درآمد معرفان شیدایی و لینک کانال

لینک کانال سیستم معرفان شیدایی


۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۲:۱۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

🎩 فرهنگ – اعتبارِ سمی



▫️برداشت اول 

حدود دوسال بعد از بازگشتم به آمریکا بود که از طریق یکی از رفقای امریکایی متوجه ظهور واحد پولی جدیدی در فضای مالی شدم؛ اسم اش بیت کوین (Bitcoin). با این که این رفیق بارها تا مرز متقاعد کردنم برای ورود به بازار بورس (Stock) نزدیک شده بود، اما از پیشنهادهایش به عادت فرار می کردم. او این بار خواست تنها مقدار اندکی از پس اندازم را برای خرید آن سرمایه گذاری کنم و تا پنج سال به آن دست نزنم. در مقابل  60 دلار از من کارمزد خواست. با هر دو موافق بودم.

سال 2011،  هر بیت کوین نزدیک به 96 سنت بود. کمتر از یک دلار. به اندازه چندصد دلاری که از یک Think Tank در سانتا مونیکا برای یک پروژه تحقیقاتی شش روزه دستمزد گرفته بودم بیت کوین خریدم. سال بعد قیمت هر بیت کویین به 83 سنت رسید. داشتم این سرمایه گذاری به ظاهر احمقانه را فراموش می کردم که ارزش هر بیت کوین حتی به 79 سنت رسید!

با دوستم تماس گرفتم تا چیزهایی نثارش کنم. با خنده اما گفت 4 سال دیگر باقی مانده ... سال 2016 این بار او بود که با من تماس گرفت و تنها نصیحتش این که "این پول را زود وارد زندگی ات نکن. خراب خواهی شد". حرفی که جدی نگرفتم.

اوایل 2015 بود که اندکی از آن سرمایه گذاری را تبدیل به دلار کردم. از آنجایی که علاقه زیادی به برندهایی از ساعت و خودنویس و ..  داشتم، شروع به خریدن دیوانه وار آن ها کردم. نیاز نداشتم و خرید سوم و ده ام و بیست ام... دیگر خریدهایی واقعا غیر ضروری بود.

 اما مثل یک لیوان دوغ که عطش به نوشیدنِ لیوانِ دوغِ بعدی را در من زنده می کرد، خرید و تصاحب برایم دلیل خرید و تصاحب بعدی می شد. با کدام پول؟ پولی که چندصد دلار اول اش تنها هزینه زحمت و توانایی ام بود، باقی اش، صرفا تنها نتیجه یک خوش شانسی در یک تصمیم اقتصادی. درست مثل برنده شدن در یک لاتاری. آیا اگر ثروت ام نتیجه دست رنجِ خالص بود، هرچند زیاد، چنین خریدهایی می داشتم؟

برای یک سال آن پول بنیان زندگی مرا خراب کرد. مساله ای که روابطم را با مادر تحت تاثیر قرار داد. اگرچه بخشی از آن خرج، هزینه های تحصیل در مدرسه معماری و آموزش پرواز و ... شد، اما واقعیتش مرا برای مدتی تبدیل به فردی کرد که لزوما این "نیاز" نبود که او را وادار به خرید کالا و خدمات می کرد، ارضای "حس ابلهانه تصاحب کردن" بود.

 ماه ها بعد، با سفری کاری که به عراق داشتم و اتفاق های بی اندازه تلخی که آنجا برایم رخ داد، ذهنیتم پیراهن عوض کرد. از آن روز دوباره با خود عهد کردم با همان تواناییهای همیشگی زندگی کنم و تا روزِ صاحب فرزند شدن به آن سرمایه دست نزنم. 

▫️برداشت دوم

در دنیای قمار، اصطلاحی وجود دارد با عنوان Playing with the house's money. بحثی که در مدرسه مدیریت دانشگاه کرنل در آمریکا بیشتر باز شد. داستان از این قرار است که وقتی در قمار برنده پول زیادی می شوید، از لحاظ روانی، احتمال گذاشتن این پول در جیب تان و خروج از قمار خانه برای همیشه کم است. شما اگر نه آن روز ، چند روز بعد دوباره آن پول را قمار خواهید کرد و احتمالا از دست خواهید داد. 

بعدها این نظریه که با عنوان House money effect تبیین شد به موضوعی دیگر هم اشاره کرد، افرادی که پول های ناگهانی کسب می کنند، در خرج آن ممکن است تا جایی پیش روند که در بلند مدت فقیرتر هم بشوند! به زبان ساده تر، اگر این گونه افراد درایت نداشته باشند، بر اثر هیجانِ ثروتِ ناگهانی، این پول اتفاقا آن ها را در آینده محتاج تر خواهد کرد.

▫️برداشت سوم

خاطرم هست در سال های حضورم در ایران، وقتی در یک شرکت مخابراتی نیمه خصوصی کار می کردم که بخشی از سهامش متعلق به یک شرکت آفریقای جنوبی بود، مدیر مارکتینگ که یک آقایی به اسم لَری بود برای کنار زدن بازار چندمیلیونی کاربری موبایل دولتی (بعدها شرکت ارتباطات سیار نام گرفت) ایده اعتبار رایگان و جایزه اعتباری مکالمه را مطرح کرد. اتفاقی که در بازار تلفن ایران تازه بود. 
درست اوانی که حدود شش ماه از افتتاح آن شرکت گذشته و هدف رساندن مشتریان به 5 میلیون مشترک با سیم کارت فعال بود. این ایده مارکتینگ در ابتدا می  توانست زیان ده باشد، اما در بلند مدت بازی را عوض کرد و اولین قربانی اش شرکت تالیا شد که عملا رو به سقوط رفت و بسیاری از کارمندانش را نیز از دست داد.

شما وقتی اعتباری "زیاد یا ناگهانی" می گیرید، دیر یا زود علاقه به خرج کردن آن پیدا می کنید. اگر این اعتبار یک ساعت مکالمه رایگان از ساعت12 شب به بعد باشد، به خاطر آن بیدار می مانید تا مجانی صحبت کنید. اگر این اتفاق 1 گیگابایت اینترنت رایگان تا ساعت به خصوصی باشد، از آن با کمال میل استفاده می کنید برای دانلود موسیقی و فیلم.

و حال  اگر این اتفاق هفته ای چند بار رخ دهد، شما احتمالا برای همه آن ها برنامه استفاده خواهید داشت. در بلند مدت چه اتفاقی می افتد؟ شما به طولانی صحبت کردن عادت می کنید! همین طور به دانلود همیشگی موسیقی. این همان اعتبار سمی است! این مساویِ کسب پول برای شرکتی است که در ساعتی که اعتبار مجانی ندارید نیز شما را وابسته "عادت" خودتان کرده است. در اصل اعتبارهای ناگهانی می تواند سبب "تغییر رفتار" یا "خلق نیازهای تازه" در شما شود.

اتفاقا داستان اعتبار اجتماعی نیز همین است. وقتی شما تبدیل به یک سلبریتی (ورزشی، هنری، توئیتری، فیس بوکی، و...) می شوید قدرت زیاد رسانه ای و اثرگذاری نوشتاری و رفتاری پیدا می کنید. اگر ظرفیت و آمادگی خرج این اعتبار اجتماعی را در مسیرهای درست و عاقلانه نداشته باشید در بلند مدت آن را از دست می دهید. به احتمال زیاد تبدیل به یک احمق مشهور یا متکبر از خودراضی یا فردی با فوبیای از دست دادن Follower می شوید. 

به نظرم هر اعتبار هنگفتی که ناگهان بوجود آید می تواند شخصیت، Life Style،  افتخارات یا دست آوردهای گذشته ما را در بلند مدت به سادگی چروک کند. این اعتبار می تواند پول، شهرت یا قدرت باشد. اغلب افراد خیلی دیر متوجه حماقت های خود در طول این فرآیند می شوند. اغلب این افراد اگر کسی از صادق ترین ها در میان نزدیکان شان در این باره به آن ها هشدار دهد را نیز از زندگی شان حذف می کنند. 

موضوع جالب اما اینجاست، همان طور که اگر کسی ثروتش را آرام آرام و بر اثر زحمت و تلاش کسب کند تبدیل به یک انسان ولخرج و پر ریسک در خرید و تصاحب نمی شود، امکان ندارد فردی که اعتبار اجتماعی خود را آرام آرام و براثر سال ها دقت و راست روی به دست آورده آن را صرف تصمیم ها یا تغییر مسیرهای شتابزده یا احساسی کند.

 در دنیای آکادمیک علمی یا هنری های فاخر (Pure Art) که بر طبق اصول تعریف شده ای است به ندرت کسی می تواند یک شبه معتبر شود و شانس جایی ندارد؛ اما در دنیای هنرهای تجاری وسطح پایین (Commercial Art) ممکن است یک بازیگرسینما خیلی ساده مشهورترین و معتبرترین در محدوده کاری خود شود. طبیعتا آن که در بلند مدت به مرور اعتبارش را از دست می دهد هرگز گروه اولی نیست، و اغلب، همان گروه دومی است.



منبع: تلگرام پرنس جان



۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

فرهنگ و بدیهیات استفاده از سایت همسریابی و توصیه های اکید

برای ازدواج به انتخاب همسر از طریق فضای مجازی سایت های همسریابی امکانات مناسب و خوبی هستند تا کاربران مجرد که برای همسریابی و ازدواج اعلام آمادگی نموده اند بتوانند از طریق گستره وسیع فضای مجازی همسر مناسب خویش را جستجو نمایند و بتوانند برای تشکیل خانواده اقدام کنند.

البته باید به خاطر داشت که سایت های همسریابی تنها نقطه آشنایی در امر ازدواج برای زوجین می باشد و حتماً در فضای حقیقی به مدعیات طرفین آگاهی از طریق تحقیق دقیق صورت نگرفته باشد به هیچ وجه نباید اعتماد و علاقه ای به وجود بیاید. فضای مجازی و سایت همسریابی مکان علاقه مند شدن  و عاشقی نمی باشد، بلکه محلی است تا طرفین از روی عقل و منطق و بر اساس فاکتورهای مد نظر هر شخص برای شریک زندگی خویش، فردی مناسب را بیابند و پس از یافتن این فرد و آشنایی های اولیه رونده ازدواج به شکل مرسوم و قانونی از طریق خانواده ها باید مطابق با رسومات انجام گردد اگرچه که روسومات هر شهر و استان و حتی شاید خانواده ها متفاوت باشد اما سایت های همسریابی تنها قدم اول معرفی برای ازدواج را انجام میدهند و بهتر است کاربران به هیچ وجه ازدواج را ساده می نپندارند. سخن از یک عمر زندگی در کنار شریکی عاطفی میرود.

تجربه نشان داده است که متاسفانه در بعضی موارد که از جانب دختر یا پسر اعتمادی بی مورد و ساده انگارانه شکل گرفته است در این مورد سوء استفاده گردیده است.

این سوء استفاده ها جنبه های مختلف دارند و فرقی ندارند که آیا طرف دختر است یا پسر و یا مرد و چه زن.

ما اکیدا و موکدا به کاربرانمان توصیه می‌کنیم که به هیچ وجه که در زمینه های عاطفی و چه در زمینه مالی به هیچ وجه من الوجوه اعتماد ننمایند تا ضربه نخورند.



همسریابی دائم سایت صیغه سایت ازدواج موقت بهترین سایت همسریابی موقت همسریابیhttp://samipatogh.ir سایت صیغه یابیhttp://www.yekkamand.ir صیقه صیغه یابیhttp://v55.ir
۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

همسریابی و ازدواج در دو نگاه

ازدواج با اینکه یکی از بهترین تجربه های زندگی هر فردی می تواند باشد ولیکن در صورت اقدام نامناسب و ازدواج ناصحیح این تجربه عاطفی و عاشقانه، تبدیل به یکی از رنج آورترین و بدترین مسئله های زندگی خواهد شد.

انتخاب همسر مناسب همیشه کار راحتی نبوده است و معمولاً دو نوع نگرش در مورد انتخاب همسر می توان داشت، اول اینکه در مورد انتخاب همسر کارمان را سهل و راحت بگیریم و چندان مهم نباشد که طرف مقابلمان چه اندازه با معیارها و ملاک هایی که میتوان در مورد همسر در ذهنمان وجود داشته باشد، مطابقت دارد بلکه با یک انتخاب سخت و آسان ما همسر خویش را انتخاب نماییم و سپس در طول مدت زندگی آنقدر انعطاف پذیر باشیم قالب ذهنیات دو طرف بتواند همزمان صورت پذیرد و این به شخصیت سهل و آسان گیر اولیه همسری که انتخاب میکنیم بستگی خواهد داشت.

دوم، اینکه ما قبل از انتخاب همسر تمامِ ملاک‌ها و معیارهایی که در ذهنمان وجود دارد و از همسر خویش انتظار داریم را برای خود تعریف کرده و سپس به هنگام همسریابی و یافتن همسر سعی کنیم طرف مقابلمان با بیش تر آن ویژگی هایی که تعریف کرده ایم مطابقت داشته باشد.

به نظر بنده نوع دوم آن چیزی است که معمولاً در دنیای امروز و بین جوانان وجود دارد نوع اول مربوط به پدران و مادران ما بوده‌است‌.

پایداری در ازدواج هایی که با نوع اول صورت گرفته است به علت وجود از خودگذشتگی ها و عدم خودخواهی معمولاً بیش‌تر اتفاق می‌افتد و یکی از دلایل عمده آن هم بعد از این موارد لزوم همسان سازی در زوجین و به روز شدن این همسانی در تمام طول زندگی می باشد.

در حالی که در انتخاب همسر و همسریابی به سبک دوم که در آن می‌خواهیم از اول به آن شخص ایده‌آل ذهنی خویش برسیم و در صورت این که زمانی آن شخص را مطابق با آن ایده آل های اولیه ذهن پیشینی  خویش ندیدیم به  راحتی می‌توانیم زیر تمام قول و قرارها زده و از زندگی فرار نماییم.

ازدواج و همسریابی به سبک شیدایی



ادامه مطلب...
۲۱ آذر ۹۶ ، ۰۸:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

خیال

 داشتم فکر می کردم که دنیا مثل یک بوم است، و زندگی هر کس قلم موی آن، با زندگی باید اثری جاودانه ساخت، نه برای مردم،  برای خویشتن. تا هر وقت از دیوار افتخارات دنیا آویزان اش می کنی، دیگران پس از تو، آن را نگاه کرده و به سختی چشم از آن بردارند.


 و بهتر است همیشه برنده بود، نه برای بردن، به خاطر سمباده ای که در راه برنده شدن بر آدمی کشیده می شود. براق اش می کند و از دور همیشه پیداست. 


همیشه خیال می کنم کسانی که زندگی راحت می خواهند، راحت هم گم می شوند. در هر لحظه باید قادر بود آنچه هستیم را برای آنچه می توانیم شویم، قربانی نماییم. پس از زندگی لذت ببرید، حتی در دشوارترین لحظات.


 اعتقاد دارم هرکس باید روزانه یک ساز بنوازد، یک مطلب خوب بخواند،  و چند کلمه حرف منطقی بزند. باور کنید هر لذتی که به بینش اجتماعی تان کمک کند، حلال است! اعتبار بزرگترین ثروت آینده است، چرا که احترام واقعی از آن بر می خیزد. جایگاه و موقعیت را می توان خرید ولی احترام را باید کسب کرد. از تغییر نباید هراس داشت، بگذارید ساقه اعتبارتان در باغ جسارت بروید وگرنه به گلدان دیگران هیچ اعتمادی نیست.


به نظرم؛ ترس همیشه چون آهن ربایی است که ما را به سمت درجا زدن می کشاند، بدبختانه عموم از تغییر می هراسند؛ در حالی است که تنها راه پیشرفت، تغییر است.


 

از تک تک لحظه ها باید لذت برد؛ رسوم بی منطق، حرف مردم، پرده بکارت، سر به زیر بودن، به رنگ جماعت شدن، ترس، کتاب نوشته ها، عرف و خانواده سخت گیر مهمترین پدیده هایی  اند که مانع از لذت بردن از زندگی می شوند. رها شوید در لذت ها اما در سایه اخلاق که حفظ شرافت های انسانی هیچ لذتی را جامه گناه نمی پوشاند. به کناری بنهید تابوها را و زندگی تازه ای شروع کنید. مسئولیت پذیر باید بود، حتی اگر مجبور باشیم برای جبران خرابی ها، اشتباه دیگران را بر عهده گیریم. تنها افراد مسئولیت پذیر کاپیتان خواهند شد و چون رهبر اذهان باقی خواهند ماند، وگرنه پیوسته به جایی که نمی خواهیم هدایت خواهیم شد


 می دانید، بین آموزش و بینش همیشه فرق است؛ بینش مهمتر از آموزش و آن چیزی نیست که جز در خلوت تنهایی مان با تمرکز و تفکر بدست آوریم. انسان هایی که تنهایی کمتری دارند، بینش های شان سطحی تر و خرد شدنی تر است.


بیایید و جسورانه زندگی کنید، فارغ از تلخی ها و شکست های احتمالی، مطمئن باشید تنها رفتارهای جسورانه است که دیده می شوند وگرنه برای همیشه در روزمرگی تحقیر خواهید شد. دست کم می شود یک انسان سه بعدی بود.


 اهل علم، اهل هنر و تحلیلی بودن، انسان هایی که در یک بعد تنها بهترین هستند و باقی را فراموش می کنند، نمی توانند افرادی طبیعی و دوست داشتنی گردند. از دوست داشتن نباید ترسید، همیشه رفتن ها هست، جدا شدن ها قانون مسلم است، مهم این است که یک روز حسرت نبرم چرا لذت بوسیدن کسی که دوست اش داشتم را به خاطر یک هراس موهوم از دست دادم! منتظر اسطوره ها نباشید، آن ها تنها در داستان های اند. اسطوره شمایید، مغز شما و تک تک تصمیمات روزانه تان. یا حق

منبع: تلگرام پرنس جان
۲۰ آذر ۹۶ ، ۱۹:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

سایت همسریابی آری یا نه؟؟؟؟؟

سایت همسریابی آری یا نه؟؟؟؟؟

ز آنجایی که سایتهای همسریابی شیوع بسیار گسترده‌ای در جامعه یافته اند، قصد دارم تا کمی به آسیب شناسی چنین فضاهایی بپردازم.

معمولاً در سایت‌های همسریابی پسران و مردانی که ثبت نام میکنند با نیت ازدواج پا به عرصه ثبت نام در چنین سایت هایی نمی گذارند و البته بیشتر برایشان جنبه تفریح و بازی و گاهی نیز برای ارضاء مطامع زیاده خواهانه خویش در این فضا حضور دارند البته انکار نمی کنم که احتمالاً هستند کسانی از مردان و پسران که در این فضاها به دنبال همسر مناسب خویش هستند اما انگار در جامعه امروز ایران برای مردان بیشتر از ازدواج و تشکیل خانواده و انتخاب یک همسر مناسب خوشگذرانی و هوسرانی در اولویت قرار گرفته است.

البته مراجعه بانوان و دختر های محترم به این سایت های معمولاً از روی نیت ازدواج می باشد اما به نظر شما اگر در جایی نقطه مقابل شما دید خوبی نسبت به این امر نداشته باشد و بیشتر دنبال دوست یابی و تفریح در چنین سایت‌های باشد آیا اعتمادی در طرف مقابل به جا خواهد ماند تا از آن معدود مردانی که برای ازدواج و همسریابی به سایت همسریابی مراجعه کردند نیز آنگونه مورد قضاوت قرار نگیرند.

طبیعتاً در یک سایتی که نزدیک به بیش از نیم میلیون کاربر دارد و  برای ازدواج اعلام آمادگی کرده‌اند آیا نباید نرخ ازدواج ثبت شده بسیار بالا باشد پس چرا این امر روی نمی دهد جواب بسیار ساده است دخترانمان اعتماد خویش را از دست داده اند و پسرانمان هم بیشتر نیت مناسبی ندارند.

از آنجایی که هر انسانی با هر اسمی می توانند در این سایت های همسریابی ثبت نام کند معمولاً این امر موجب می شود تا بدون اینکه احراز هویت درستی صورت بگیرد هر کس با هر ادعا و هر نامی در این سایت ها ثبت نام کرده و هر گونه که دلش می‌خواهد عمل کند و این خود موجب از بین رفتن اعتماد متقابل در بین زن و مرد در جامعه ما خواهد شد.

بهتر است به این مسئله از زاویه دیگری نگاه کنیم از آنجایی که هیچ یک از طرفین از احراز هویت واقعی طرف مقابل آگاه نمی باشند و مهمتر از آن هنوز خود واقعی خویش را با هویت خویش آشکار نکردند میتوانند به هر نوعی مشغول فریب طرف مقابل باشند معین یعنی عدم اعتماد متقابل در یک فضای اینترنتی.

برخلاف بسیاری اینجانب فکر می‌کنند که فضای مجازی و اینترنت تفاوت چندانی با فضای حقیقی ندارد و بازخوردهای آن در فضای حقیقی و در زندگی روزمره ما قابل مشاهده خواهد بود و به نظر من اینجا بی اعتمادی که به وجود می آید خود باعث کاهش ازدواج خواهد شد. این یعنی دقیقاً سایت همسریابی که باید بهترین مکان برای ازدواج به انتخاب همسر باشد و رسالت وجودی آن بسط و گسترش ازدواج است دقیقاً نقطه عکس خود را بازتولید می‌کند.

اما اگر نظارت دولت بر روی چنین سایتهایی مثلاً از ناحیه وزارت ورزش و جوانان با مجوز و همچنین احراز هویت دقیق صوررت بگیرد از بسیاری از آسیب‌های اولیه آن جلوگیری خواهد شد کلاهبرداری ها بسیار کمتر از آن خواهد بود که اکنون وجود دارد.

و بنده معتقدم با اینکه این امر همه معایب های سایت های همسریابی را برطرف  نمی‌کنند اما از بسیاری از مشکلات عدیده آن می کاهد اما برای اینکه یک سایت همسریابی رسالت واقعی خویش را به بهترین نحو به انجام برساند راه درازی داریم و فرهنگ‌سازی عمیق که باید از پایین ترین سطوح جامعه با آموزش مناسب فضای مجازی و فرهنگ جنسی به آن دست یابیم






ادامه مطلب...
۲۰ آذر ۹۶ ، ۱۳:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی