شیدایی به سبک ایرانی

راهکارهای نوین روانشناسی رابطه در همسریابی و همسرگزینی و استفاده درست از سایت همسریابی شیدایی برای ازدواج دائم و موقت

۳۱ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

طرح محرمانه روسیه برای خاورمیانه

✅طرح محرمانه روسیه برای خاورمیانه

رهبر حزب «وطن» ترکیه در روزنامه «آیدینلیک» از طرح محرمانه روسیه برای آینده خاورمیانه رونمایی کرد. اساس این طرح اوراسیایی بر همکاری راهبردی مسکو ـ آنکارا ـ تهران قرار دارد . در این طرح، روسیه قدرت اصلی است. همچنین ایران رهبری اتحادیه شیعی را برعهده دارد و ترکیه با اتکا به تصوف نقشی مهم در احیای اسلام سنتی ایفا می کند

 حاصل طرح خاورمیانه بزرگ ایالات‌متحده برای منطقه، ترویج جدایی‌طلبی قومی و وهابی‌گری و افراط‌گرایی بوده است.مبارزه با افراط‌گرایی دینی به بهانه‌ای برای مداخله در امور خاورمیانه بدل شد و برای سازمان‌هایی مانند پ.ک.ک و پ.ی.د که در جبهه جنگ با افراط‌گرایان قرار گرفتند مشروعیت آفرید. با این وجود طرح آمریکایی خاورمیانه بزرگ شکست خورده و واشنگتن درصدد تدوین طرح‌های جدیدی برای سلطه بر جهان اسلام از طریق بازآرایی نقشه منطقه برآمده است. زمانی‌که دستگاه‌های اطلاعاتی روسیه از طرح‌های جدید ایالات‌متحده آگاه شدند مسکو تصمیم گرفت که دیگر صرفا نظاره‌گر نباشد. از این رو کارشناسان نظامی-امنیتی و راهبردی و شخصیت‌های مهم دولت روسیه دست به کار تدوین یک طرح جدید برای آینده منطقه زدند.

اهداف طرح روسیه عبارتند از: ۱- جلوگیری از تحقق طرح جدید آمریکا در خاورمیانه ۲- بهره‌گیری از فرصت ناکامی طرح خاورمیانه بزرگ برای تحقق گزینه اوراسیاگرایی؛ ۳- پایان دادن به منازعات میان کشورهای منطقه و ایجاد جبهه واحد در برابر آمریکا؛ و ۴- محروم‌کردن آمریکا از متحدان منطقه‌ای‌اش. سه ضلع طرح روسیه در عرصه بین‌المللی، مسکو ـ آنکارا ـ تهران هستند. این ائتلاف سیاسی وجه عقیدتی نیز دارد و موجب اتحاد مسیحیت ارتدوکس، اسلام سنی و اسلام شیعی می‌شود. آنچه روس‌ها را به اتخاذ این رویکرد رهنمون شد تجربه موفق آنها طی جنگ‌های چچن و استفاده از ظرفیت تصوف در مبارزه با وهابیت بود.

مطالعات این طرح به شکل محرمانه انجام شده است. اگرچه طرح هنوز صورت نهایی نیافته اما چارچوب کلی آن مورد تایید دولت روسیه است. پیش‌بینی می‌شود که با نهایی‌شدن و معرفی این طرح اوراسیاگرایانه متحدان سنتی آمریکا در منطقه (به‌ویژه اسرائیل، عربستان سعودی و قطر) در برابر یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار می‌گیرند: باید اذعان کرد که تحقق چنین طرحی در سال‌های گذشته اساسا شدنی نبود اما با دستاوردهای روند آستانه نه تنها تحقق آن ممکن می‌نماید بلکه ضروری به‌نظر می‌رسد.

اقدامات ایالات‌متحده در منطقه از زمان به میان آمدن طرح خاورمیانه بزرگ تاکنون را می‌توان چنین خلاصه کرد: در اوایل قرن بیست و یکم ایالات‌متحده با پشتیبانی اسرائیل سعی در تحقق طرح خاورمیانه بزرگ داشت و درصدد بی‌ثبات‌کردن سراسر منطقه از شمال آفریقا تا ایران بود. تهاجم ایالات‌متحده به افغانستان و عراق به بهانه‌های واهی منجر به ظهور فرآیند گروه‌های تکفیری سلفی و تروریستی شد. این روند با وقوع بهار عربی که پیامد آن بازآرایی مرزها و سقوط رژیم‌های سکولاری بود که سال‌های سال از فعالیت اسلامگرایان تندرو جلوگیری می‌کردند شتاب گرفت. آمریکا از تغییر رژیم در تونس، مصر و لیبی پشتیبانی کرد و سپس نوبت به سوریه رسید؛ اما بازگشت روسیه به خاورمیانه چشم‌انداز ژئوپلیتیک منطقه را دستخوش دگرگونی جدی کرد.مسکو داعش را شکست داد، سوریه را آزاد کرد و برنامه نئوکان‌ها برای به آشوب‌کشاندن خاورمیانه را متوقف کرد. 

در این سند راجع به ایران نکاتی مطرح شده است: تاثیر ایران و نقش عامل شیعه در خاورمیانه در سال‌های اخیر تقویت شده است. حکومت ایران اکنون در برابر مساله چگونگی تحقق مرحله دوم انقلاب شیعی قرار دارد. جغرافیای شیعه به غیر از ایران شامل عراق، سوریه، لبنان، یمن، بحرین و افغانستان می‌شود.

نویسندگان گزارش بر این باورند که با احیای تصوف می‌توان نقطه اشتراکی بین جوامع اهل سنت در خاورمیانه ایجاد کرد و چه بسا همین کلید حل بخشی از مشکلات پیچیده خاورمیانه از جمله دستیابی به تفاهم میان اهل سنت، شیعیان و مسیحیان و همچنین مساله فلسطین، مساله کُردها و ایجاد وحدت ملی در افغانستان، عراق، لبنان و سوریه باشد.

به‌نظر کارشناسان روسی، عربستان سعودی و دیگر پادشاهی‌های خلیج فارس پس از شکست در سوریه در وضع بغرنجی قرار دارند. برخلاف اسرائیل عربستان سعودی در نظر آمریکا شریکی است که می‌تواند قربانی شود. از این رو چندان جای شگفتی نیست که آمریکایی‌ها از تجزیه عربستان سعودی سخن بگویند.

توازن قوا در منطقه دگرگون شده و اکنون اسرائیل فرصت دارد تا با وانهادن اردوگاه آتلانتیک‌گرایی جایگاه خود را در چارچوب اوراسیاگرایی بیابد. مسکو ضامن امنیت ژئوپلیتیک اسرائیل [فلسطین] و همچنین حفظ جایگاه قدس به‌عنوان یک شهر مقدس بین‌المللی خواهد بود./دنیای اقتصاد /✍️دکتر علی کالیراد

 

ادامه مطلب...
۱۴ مهر ۹۸ ، ۱۰:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

فقیهان و مردم

✅ خبر آمده که شماری از روحانیون درخصوص ساخته شدن فیلمی درباره مولانا و شمس تبریزی از دو فقیه پرسیده‌اند. آن دو فقیه نیز رأی به حرمت ساخت فیلم یا سریال درباره شمس و مولانا داده‌اند. 

✅ چندین ملاحظه درخصوص این فتوا هست که موضوع بحث من نیستند و نگاه من فقط جامعه‌شناختی است و جدای از نگاه دینی یا صحت و سقم نظر ایشان، فقط مایلم فاصله نگاه و تصور برخی فقیهان و مردم جامعه را نشان دهم. 

✅ این موضوع برای نشان دادن چنین فاصله‌ای از آن جهت مناسب است که شاخصی عددی برای آن وجود دارد. 

✅ حکم به حرمت ساخت این فیلم در شرایطی صادر شده است که سایت مرجع کتاب نشان می‌دهد کتاب «ملت عشق» نوشته الیف شفق – نویسنده ترکیه‌ای - که رمانی بر پایه داستان مولانا و شمس است، در ایران 155 بار از سال 1393 تاکنون منتشر شده است.

✅ مجموع تیراژ ترجمه‌های متعدد این کتاب بالغ بر 498 هزار نسخه است. 21 ناشر هر کدام ترجمه‌ای از این کتاب را منتشر کرده‌اند و نسخه قطع رقعی جلد شومیز آن به چاپ 101 رسیده است. 

✅ خوب به این اعداد دقت و لحاظ کنید که تیراژ هر چاپ اغلب کتاب‌ها در کشور به 300 و 500 و حداکثر 1000 نسخه رسیده است. ناشر کتاب من با عنوان «دغدغه ایران: راه‌هایی به سوی آزادی، امنیت و توسعه پایدار» (انتشارات کویر، 1398) وقتی ظرف دو ماه 600 نسخه از کتاب فروش رفت و به چاپ دوم رسید، می‌گفت در این بازار کتاب، فروش خوب بوده است. اکثریت بقیه کتاب‌ها هم همین وضعیت را دارند. 

✅ وجود بیش از بیست ترجمه از یک کتاب و پانصد هزار نسخه فروش، نشانه رخداد فرهنگی قابل توجه و شایسته مطالعه است، اما شاخصی کمی از فاصله میان نگاه فرهنگی جامعه ایرانی و نگاه گروهی از روحانیت و شماری از فقیهان است.

✅ این فاصله اگرچه در این اعداد و ارقام بازتاب می‌یابد، اما در این امر کیفی نیز بازتاب دارد که برخی فقیهان شمس و مولانا را به صوفیه و ضلالت منتسب کرده‌اند و جمع عظیمی از مردم کتاب‌خوان، ضلالتی در این حکایت ندیده‌اند و صدها هزار نسخه از کتابی درباره این موضوع فروش رفته است. 

✅ فاصله‌ای که میان این دو نگاه مشهود است، در بقیه عرصه‌ها – از رفتن زنان به ورزشگاه تا دوچرخه‌سواری زنان و ... – نیز وجود دارد. این فاصله منشأ بخش مهمی از تنشی است که در جامعه ایرانی امروز دیده می‌شود. 

✅ این فاصله اگر در حیطه اعتقاد و دایره مقلدان باقی بماند، از منظر اجتماعی تنش‌آمیز نمی‌شود؛ اما آن‌گاه که این فاصله بر سیاست‌گذاری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی سایه می‌اندازد، جامعه متکثر و مطالبه‌گر امروز را بسیار می‌آزارد و به فاصله و شکاف دولت و ملت تبدیل می‌کند. 

 

منبع : 

فقیهان و مردم: فاصله‌ای عظیم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

۰۸ مهر ۹۸ ، ۱۱:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

به تفاوت‌ها، قبل از ازدواج خوب توجه کنید

زندگی کردن زیر یک سقف یک واقعیت است و با شخصیت‌های واقعی زن و شوهر سر و کار دارید و جایی برای رویا پردازی نیست.
شناخت درست از تفاوت‌ها و شباهت های بین دختر و پسر و خانواده های کمک می کند تا با شناخت از این تفاوت ها با دید باز تر و آگاهانه تر تصمیم گیری کنید.

در تصمیم گیری قبل از ازدواج باید به تفاوت ها و بعد از ازدواج بیشتر به شباهت هایشان اهمیت بدهید، زیرا توجه به تفاوتها، به انتخاب عاقلانه کمک می کند و اهمیت دادن به شباهت ها بعد از ازدواج، موجب محکم شدن ارتباط و صمیمیت زن و شوهر می شود.
متاسفانه این روند در بین افراد جوان در آستانه ازدواج و افراد متاهل برعکس است یعنی فرد قبل از ازدواج در دریای از احساسات و دلباختگی غرق می شود و بعد از ازدواج خود را در بین ناکامی ها و تفاوت های بسیار، ناامید و خسته 
می بینند.

عوامل فرهنگی ابعاد مختلفی دارد که عمده‌ترین آنها عبارت‌اند از:

-دین و مذهب؛ تشابه در اعتقاد و یا ...

-آداب و رسوم؛ تشابه در مراسم مختلف

-لباس پوشیدن و آراستن ظاهر

-سنت‌ها

-اعتقادات و باورها

 

الف: دین و مذهب در رابطه با ازدواج

اعتقادات دینی و مذهبی در ازدواج نقش مهمی دارد. دختر و پسری که با اعتقادات دینی متفاوت ازدواج می‌کنند پس از احساسات پرشور جوانی، در زمینه‌های مختلف اختلاف‌نظر و احتمالاً ناسازگاری خواهند داشت. از جمله زمینه‌های مورد بحث موارد زیر را می‌توان نام برد؛

-اختلاف در تربیت فرزندان: زن و شوهری که دارای باورهای مذهبی متفاوتی هستند، مسلماً در چگونگی تربیت و آموزش فرزندان خود و نیز انجام مراسم دینی با مشکلات و مسائلی مواجه خواهند شد.

-اختلاف در انجام فرایض و مراسم دینی: عدم هماهنگی در انجام فرایض و مراسم دینی می‌تواند زمینه‌ای برای ناسازگاری خانوادگی باشد.

لباس پوشیدن (به ویژه در زنان)، موارد دیگری برای ایجاد ناسازگاری و اختلاف در زندگی زناشویی است.

با توجه به موارد بالا، ازدواج دختر و پسر با عقاید دینی متفاوت و نایکسان، زندگی زناشویی را به سوی ناراحتی سوق می‌دهد. فرضاً اگر فردی با انگیزه‌های خاص به طور صوری تغییری در عقاید خود بدهد، چون اعتقادات او در دوران طفولیت ریشه‌دار شده رفتارش با همسر خویش هماهنگی کامل نخواهد داشت.

مسئله دیگری که قابل طرح است، موضوع مذهب و اختلافات مذهبی است. ازدواج یک دختر شیعه مذهب با یک پسر اهل تسنن نیز همان اختلافات دینی را خواهد داشت و گاه چون اختلافات در این زمینه با تعصب همراه است، احتمال بروز مشکلات جدی‌تری را می‌تواند در پی داشته باشد.

 

 

ب: آداب و رسوم در رابطه با ازدواج

در جوامع مختلف، آداب و رسوم متفاوتی رایج است. گاه عقاید یک جامعه با عقاید جامعه دیگر در تضاد می‌باشد و این موضوع بخصوص در مسئله زناشویی قابل توجه است.

آداب اجتماعی رایج در یک جامعه در طبقات اجتماعی و ساکنان قسمت‌های مختلف یک کشور متفاوت است و گاه در پیوندهای زناشویی مشکلاتی را ایجاد می‌نماید. آداب و رسوم روستا با شهر‌ و آداب و رسوم اصناف و طبقات مختلف اجتماع با یکدیگر فرق دارد. لذا ضرورت دارد در زناشویی همه این موارد مورد توجه قرارگیرد. خانواده‌های سنتی اجازه نمی‌دهند فرزند در حضور آنان آزادانه عمل کند. داماد یا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادرشوهر یا پدرشوهر و یا پدر زن و مادر زن پای خود را دراز کند و یا احیاناً نسنجیده سخن گوید‌، ناراحت می‌شوند و گاه این‌گونه رفتارها به اختلاف و گله‌گذاری منجر می‌شود.

خانواده‌های امروزی با خانواده‌های سنتی نمی‌جوشند. طبقات کارگر و مستضعف از آداب و رسوم خاص خود پیروی می‌کنند. در این‌گونه طبقات آداب و رسوم غربی جایی ندارد. چهار زانو نشستن و استفاده از کلمات خاص در سخن گفتن و احیاناً دراز کشیدن و لم دادن در مجالس از آداب رایجی است که به هیچ‌وجه این‌گونه رفتارها برای خانواده‌های فرنگی‌مآب قابل تحمل نیست و در نتیجه ازدواج‌هایی که درچنین خانواده‌هایی با آداب و رسوم متفاوت صورت می‌گیرد، برای زوجین و خانواده‌های آنان خوشایند نیست و گاه به صورت مشکل حادی خودنمایی می‌کند که حلاوت زندگی را از زن و شوهر می‌گیرد.

تبصره: البته گاهی در خانواده با دو فرهنگ مختلف به سازگاری لازم با هم می رسند و فرهنگ‌هایشان را تعدیل می کنند، پس بروز مشکل در چنین خانواده هایی احتمال بروز مشکل بعید به نظر می رسد.

ب: آداب و رسوم در رابطه با ازدواج

در جوامع مختلف، آداب و رسوم متفاوتی رایج است. گاه عقاید یک جامعه با عقاید جامعه دیگر در تضاد می‌باشد و این موضوع بخصوص در مسئله زناشویی قابل توجه است.

آداب اجتماعی رایج در یک جامعه در طبقات اجتماعی و ساکنان قسمت‌های مختلف یک کشور متفاوت است و گاه در پیوندهای زناشویی مشکلاتی را ایجاد می‌نماید. آداب و رسوم روستا با شهر‌ و آداب و رسوم اصناف و طبقات مختلف اجتماع با یکدیگر فرق دارد. لذا ضرورت دارد در زناشویی همه این موارد مورد توجه قرارگیرد. خانواده‌های سنتی اجازه نمی‌دهند فرزند در حضور آنان آزادانه عمل کند. داماد یا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادرشوهر یا پدرشوهر و یا پدر زن و مادر زن پای خود را دراز کند و یا احیاناً نسنجیده سخن گوید‌، ناراحت می‌شوند و گاه این‌گونه رفتارها به اختلاف و گله‌گذاری منجر می‌شود.

خانواده‌های امروزی با خانواده‌های سنتی نمی‌جوشند. طبقات کارگر و مستضعف از آداب و رسوم خاص خود پیروی می‌کنند. در این‌گونه طبقات آداب و رسوم غربی جایی ندارد. چهار زانو نشستن و استفاده از کلمات خاص در سخن گفتن و احیاناً دراز کشیدن و لم دادن در مجالس از آداب رایجی است که به هیچ‌وجه این‌گونه رفتارها برای خانواده‌های فرنگی‌مآب قابل تحمل نیست و در نتیجه ازدواج‌هایی که درچنین خانواده‌هایی با آداب و رسوم متفاوت صورت می‌گیرد، برای زوجین و خانواده‌های آنان خوشایند نیست و گاه به صورت مشکل حادی خودنمایی می‌کند که حلاوت زندگی را از زن و شوهر می‌گیرد.

تبصره: البته گاهی در خانواده با دو فرهنگ مختلف به سازگاری لازم با هم می رسند و فرهنگ‌هایشان را تعدیل می کنند، پس بروز مشکل در چنین خانواده هایی احتمال بروز مشکل بعید به نظر می رسد.

 

فرهنگ شخصی

ما به جز فرهنگ اجتماعی و خانوادگی، فرهنگ شخصی هم داریم. یعنی آن چیزی که گرایش ها و تمایل های شخصی شما را مشخص می کند، برای شما هنجار است یا ناهنجاری. نه قانون است، نه عرف و نه دستور شرعی. صرفا باید و نبایدی است که شما خودتان برای زندگی شخصی تان وضع می کنید. مثلا سیگار کشیدن، جزو فرهنگ شخصی است. شاید در خانواده شما سیگار کشیدن قابل قبول باشد اما برای خود شما، تصور سیگار کشیدن همسرتان ناممکن. یا شرکت در برخی مهمانی ها را شما برای خود قدغن کرده اید اما همسرتان تمایل به این مجالس دارد. در این موارد فرهنگ و گرایش و هنجار شخصی شما دو نفر متفاوت است.

لازمه رسیدن به شناخت و تفاهم آن است که فرد در ابتدا خود و خواسته ها و نیازهای خود را بشناسد  تا بتواند فرد مقابل را هم شناخته و او را با خود مقایسه کند تا اگر نیازها و خواسته هایشان مطابقت داشت او را برای همسفر شدن با خود انتخاب نماید.

 

فرآوری: فاطمه ایمانی

بخش کلوب ازدواج تبیان

 

 

منبع : برگرفته از باشگاه مجردها، باشگاه خبرنگاران جوان

 

۲۷ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

ابهام از آینده،  و زیست غیرِ اخلاقانه

 مدت هاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح می شود که:

چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
تهمت فراوان است؟
دروغ بی شمار است؟
چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟  
چرا جوانان به مواد مخدر روی آورده اند؟
چرا رابطه های آنچنانی رواج یافته ؟
چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟
چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟
چرا تحمل ایرانی ها کم شده.؟
چرا فحش زیاد شده ..؟

چرا هر کس که سفری به اروپا می کند می گوید انجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ....؟
چرا و چرا؟؟

🔺مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمی رسد؟
مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمی شود؟
مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر می گویند کم است ؟
پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناک تر و فجیع تر می شود؟؟

🔺به طورخلاصه چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟


✍️ پاسخ مصطفی ملکیان

پاسخ  این همه سوال فقط یک عبارت است:
ابهام از آینده .................!!

در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همکاری یک مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یک مرکز شبانه روزی تأسیس کردند.

🔺در این مرکز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌کردند. مدّت یک سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت 
و آزمایش‌های مختلف کمی و کیفی بر روی آنان انجام گرفت. 

در طول این یک سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰ گرم غذا می‌خورد. 

🔺پس از یک سال به تدریج و آگاهانه شایعه کردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممکن است غذا به لحاظ کمی و کیفی جیره‌بندی شود. 

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت. 
🔺هنگامی که عملاً جیره‌بندی را آغاز کردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰ گرم به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند که در شبانه روز بیش از ۵کیلوگرم غذا می‌خوردند. 

دلیل افزایش مصرف این بود که نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

🔺هنگامی که مرکز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یکدیگر تعارف می‌کردند
و نسبت به یکدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیکوکاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند.   امّا هنگامی که شایعۀ کمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یکدیگر کمتر شد. 

🔺در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان کمرنگ گشت.

🔺آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای کاهش می‌دهد. 

🔺به طور مثال، در جامعه‌ای که همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، کارشکنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. کمتر است.

🔺به طور کلی در جامعه‌ای که نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌کنند.

🔺پس اخلاقی زیستن
ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.

🔺به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم مخصوصا 
ازدواج و شغل منتقل کنند.

🔺جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوش بینی به آینده می نگرد و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد.
پس چه خوب خواهد بود که مستحبات را کم کنند و به واجبات برسند.

۳۰ مرداد ۹۸ ، ۱۲:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

🖊 چرا بهروزه خانم، اسیر دست ترک ها شد!

همین پانصد سال پیش قزلباش صفوی در دشت چالدران با قشون سلطان سلیم عثمانی روبرو شدند که هم شنیدنی است و هم تلخ. در آن جنگ، قشونِ عثمانی بیش از دو برابر قشون ایرانی و مجهز به ارابه و توپخانه آتشین بود اما قشونِ ایرانی نیزه، شمشیر، تیر، تبر، طپانچه، گرز و خنجر داشتند. سربازان ایرانی بجای تکیه بر فن نظامی و تکنیک جنگ، به شکست ناپذیری سایه خدا ایمان داشتند. سایه خدا که بود؟ مرشد کامل ظل الله اسماعیل صفوی! چون در هیچ جنگی تاکنون شکست نخورده بود! دو لشکر به هم رسیدند و صف آرایی کردند. عجیب اینکه وقتی قشون سلطان سلیم شروع به آرایش جنگی می کنند و ارابه‌هاى جنگى و توپ ها، قشون ایرانی را بصورت نیم دایره احاطه میکنند دو تن از سردارانِ ایرانی که آشنا به وضعیت جنگی دشمن بودند پیشنهاد می کنند که قبل از اینکه دشمن به آرایش جنگی بپردازد بر آنان بتازیم اما در مقابل، دورمش خان پیشنهاد می کند که چون شاه اسماعیل رسالت غیبی دارد و شکست ناپذیر است! پس ما مکث کنیم تا وقتى که آنچه مقدور ایشان است از قوّت به فعل آورند و شاه اسماعیل پیشنهاد دورمش خان را قبول می کند. در نتیجه، سلطان سلیم به راحتی به آرایش جنگی پرداخت. 

چند ساعت بعد؛ دشت چالدران پر شد از اجساد قزلباش. آنان با تمام توان پیکار کردند. خود شاه اسماعیل جانفشانی ها کرد و سرانجام از دوش و از پا زخمى شد و بى‌حال در گل و لاى افتاد. چیزی نمانده بود که دستگیر شود که یکی از قزلباشان خود را به اسم شاه اسماعیل معرفى کرد تا شاه نجات یابد. به جز عده قلیلی تمام سربازان و فرماندهان ایران کشته شدند تبریز، ارومیه، کردستان و همدان به دست عثمانی افتاد. شاه زخمی نجات یافت اما زخم کاری وقتی بر قلب شاه مغرور 27 ساله نشست که شنید زنش بهروزه خانم توسط دشمن اسیر شده و سلطان سلیم برای اینکه به قول خودش«قلب اردبیل‌ اوغلى را بسوزاند» او را به یکی از سردارانش پیشکش نمود. افسانه شکست ناپذیری سایه خدا نقش بر آب شد. طرفداران جان برکف سرخورده شدند. شاه صفوی متزلزل شد و هرج و مرج شدت یافت. شاه دیگر از این شکست و تحقیر کمر راست نکرد مخصوصا وقتی بعدا شنید بهروزه خانم باردار شده و پسر زاییده! (تاریخ تحلیلی ایران)


تحلیل راهبردی:
جنگ های بزرگ، درس های بزرگی با خود دارند و صد البته شکست های بزرگ درس های بیشتری برای آموختن. بزرگ ترین علت شکست جنگ چالدران نه این است که ایران به تکنولوژی روز مجهز نبود. نه این است که فنون رزمی و استراتژی نظامی نوین را نمی دانست. نه این است که دشمن با ترفندی نو یا حیله ای جدید از اصل غافلگیری استراتژیک استفاده کرده باشد، بلکه مهم ترین دلیل شکست، ذهنیت قدیمی، مفروضات غلط و دانش توهمی است. می توان به صورت خلاصه به ذهنیت پیشینی، پیش فرض‌ها و پیش‌دانسته‌هایی که چارچوب فکری ما را تشکیل می دهند گفت؛ پارادایم. 
عناصر تشکیل دهنده پارادیم در زمان جنگ چالدران چه بود؟ یک؛ سایه خدا هیچگاه شکست نمی خورد. دو؛ غیرت می تواند کاملا جایگزین تکنولوژی شود و سرنوشت جنگ را زورِ بازو و جانفشانی رقم می زد. سه؛ اینکه شاه اسماعیل چون تا کنون در هیچ جنگی شکست نخورده در این یکی هم نمی خورد. و بالاخره چهار؛ اینکه فکر کنیم نیزه و شمشیر، تیر و تبر، گرز و خنجر می‌تواند هم آورد توپ و اسلحه گرم باشد، ممکن است الان حتی تصور اینکه یک نفر با گرزی که در بالای سرش می چرخاند به توپ نزدیک می شود خنده آور باشد اما آن زمان پارادیم مسلط کار خودش را کرد. بهروزه خانم به خاطر پارادایم های کهنه (بخوانید خشک مغزی و کورذهنی) اسیر دست ترک های عثمانی شد. اشتباه نکنید بهروزه خانم فقط یک زن نیست، نماد مام میهن است!

ما در مدیریت زندگی شخصی، اداره سازمان خود و کشورداری تعداد زیادی پارادایم داریم، به همین خاطر ممکن است همان اشتباهی را می کنیم که شکست خوردگان تاریخ کردند. اما این پایان راه نیست. هر شکست می تواند سرآغازی باشد برای کنار گذاشتن پارادایم های قدیمی. وگرنه قامت زندگی مان، سازمان مان و کشورمان در غصه بهروزه خانوم های بعدی خواهد شکست.
جهان با تصورات ما کاری ندارد. سرنوشت را واقعیت ها رقم می زند و نه تصورات (بخوانید توهمات) ما. جهان-آگاهی چاره محک زدن و روزآمد کردن پارادایم هاست؛ یعنی اینکه بیشتر در مورد تکنولوژی های نرم، اقتصاد سیاسی جهانی، کانون های قدرت موجود در حال شکل گیری و روندهای آینده ساز چون پیری جمعیت جهان، تغییرات آب و هوایی، موبایلیفیکیشن و ... بدانیم. و پارادایم هایمان (پیش فرض ها و پیش دانسته هایمان) را با واقعیات و داده های بیرونی محک بزنیم و روزآمد کنیم. و گرنه 500 سال بعد یکی از ما در تاریخ نه به عنوان «الگویی الهام بخش» که به عنوان «عبرتی تاریخی» نام خواهد برد. غیرت و هوشمندی کنار پارادایم های روزآمد جواب می دهد.

 

 

مجتبی لشکربلوکی

۲۶ مرداد ۹۸ ، ۰۹:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

ملوانان زن چرا حامله می شوند؟

✍️ دکتر مجتبی لشکربلوکی


چندی پیش در خبرها آمده بود که در یکی از کشتی های نظامی پیشرفته اروپایی، چندین ملوان زن باردار شدند و با هلی کوپتر به خشکی و سپس به کشورشان باز گردانده شدند. موارد مشابه از این دست که افشاء شده است به ۳۵ مورد از سال ۲۰۰۵ می رسد. این در حالی است که هر گونه رابطه بین زن و مرد در این ناوها مطلقا ممنوع است حتی برای زوج های رسمی. خب چرا چنین اتفاقی می افتد؟ مطمئنا این را نمی شود به گردن دزدان دریایی یا عوامل ناشناخته فضایی انداخت. قبل از اینکه به این سوال پاسخ دهم، سه سوال دیگر هم می پرسم و جواب این سه سوال هم عینا همان مانند سوال اولی است. 

چرا میلیاردها دلار ارز صادراتی به ایران برنگشته است؟ چرا تخصیص ارز با نرخ ترجیحی(دلار ۴۲۰۰ تومانی) را رانت خواران یقه سفید محترم خوردند و یک لیوان آب هم روش؟ 

چرا برخی سر جلسه امتحان تقلب می کنند؟

چرا برخی رشوه می گیرند؟ 

نقطه مشترک ملوانان باردار، رانت خواران، متقلبان و رشوه بگیران چیست؟ 


فساد و هر گونه رفتار غیرقانونی ریشه در چهار متغیر دارد: امکان، توجیه، وسوسه و فشار. 

▫️امکان: یعنی آنکه عملا امکان یک رفتار دیگر غیر از رفتار مورد انتظار وجود داشته باشد؟ مثلا شما نمی توانید به یک دستگاه خودپرداز رشوه بدهید و از او بخواهید که به جای ۲۰۰ هزار تومان پول، به شما سیصد هزار تومان پول بدهد. ماشین است و نفهم و غیرقابل مذاکره. پس شما عملا امکان لابی و رشوه ندارید. 


▫️وسوسه: یک فکر موذی و اغواکننده است که وارد ذهن می شود و ما را به کاری یا استفاده از موقعیتی یا تجربه کردن چیزی دعوت می کند و گاهی اوقات این دعوت را ادامه می دهد تا در برابرش تسلیم شویم. وقتی شما می بینید که با استفاده از ارز دولتی ارزان می توانیدیک ماهه، معادل ۳۰ سال حقوق یک کارمند درآمد داشته باشید، حداقل یک بار وسوسه می شوید.  


▫️فشار: فرض کنید که کالای شما پشت گمرک گیر کرده است و اگر تا هفته بعد ترخیص نشود یک ضرر ده میلیاردی می کنید و نتایج یک عمر زحمت شما بر باد می رود. در چنین موقعیتی شما تحت فشار هستید. یا فرض کنید که فرزند شما بیمار است و تا هفته دیگر اگر عمل نشود می میرد، شما هم پول ندارید، کسی به شما پیشنهاد رشوه می کند! فشار فضا را مساعد می کند برای رشوه، تبانی، تقلب، رابطه غیراخلاقی و ....


▫️توجیه: یعنی اینکه وجدان خود را با یک سری دلایل قانع کنیم. به عبارت دیگر شستشوی اخلاقی دهیم. مثلا به این جملات دقت کنید: همه تقلب می کنند من چرا نکنم؟ همه رشوه می دهند حالا من بچه پیغمبر که نیستم. بابا همه دارند می خورند و می برند، فقط سر ما بی کلاه مونده بود. حتی گاهی اوقات فساد و رفتار غیرقانونی با اتکا به دلایل اخلاقی و اهداف متعالی شستشو داده می شود. 


حالا فکر می کنم جواب سوال معلوم شد: کافیست فضای کشتی جنگی را تصور کنید! در آن کشتی هم امکان خطا وجود دارد، هم وسوسه و هم فشار و در نهایت همه این ها با توجیه، شستشوی اخلاقی می شود و می شود آنچه نباید بشود. 

رانت خواران، متقلبان و رشوه بگیران دقیقا شبیه ملوانان باردار هستند منتها از نوع ملوان زبل! وقتی هم امکان فساد هست (رانت دولتی)، هم وسوسه (هر روز در اخبار تبلیغ می شود)، هم فشار (فشار برای یک شبه پول دار شدن و به باقی ثروتمندان پیوستن) و در نهایت توجیه (وقتی هر کسی دستش به هر جایی می رسد می خورد چرا من نخورم)، شما هم باردار (رانت خوار/متقلب/رشوه بگیر/دزد) می شوید. 

حذف ارتباطات انسانی، کنترل متقاطع اطلاعات، قاعده ثروتت را از کجا آورده ای، عقوبت های بسیار دردناک، انتشار شفاف نتایج پرونده های مفسدین در مهار فساد موثر است. متاسفانه در کشتی ما (کشور ما) هر چهار رکن مربع فساد فراهم است. برای توسعه نیازمند آن هستیم که طراحی های هوشمند انجام دهیم تا مربع فساد در هم شکسته شود.  



۱۳ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

هوش احساسی و سکوت سازمانی


آقای گولمن در کتاب "هوش هیجانی" خود، داستانی را تعریف میکند که حاکی از لزوم توجه به هوش هیجانی است.


"خلق و خوی یک خلبان هواپیمای محلی در امریکا چندان مناسب نبود و با خدمه هواپیما به طور مناسب رفتار نمیکرد و او را شخصی بداخلاق و بد دهن میشناختند. یکبار در هنگام فرود، یکی از چرخ های هواپیما باز نشد و خلبان مذکور تصمیم گرفت که بر فراز فرودگاه دور بزند و در همان حال، به تعمیر چرخ بپردازد. بعد از مدتی، خدمه هواپیما متوجه شدند که بنزین هواپیما در حال اتمام است و هنوز خلبان مشغول تعمیر چرخ هواپیما است. هیچکدام از خدمه به خاطر بدخُلقی خلبان حاضر نشدند این خبر را به او برسانند و بنزین هواپیما تمام شد و هواپیما سقوط کرد"


آقای گولمن در این کتاب، به هوش هیجانی پایین آقای خلبان اشاره میکند و آن را نمونه ای از صدماتی میداند که ممکن است به فرد و اطرافیانش وارد سازد. 


اگر در سازمانی سکوت سازمانی اتفاق بیفتد، آن سازمان محکوم به سقوط است. در ارتباطات دوستانه نیز این موضوع صادق است؛ اگر به دلیل هوش هیجانی پایین یکی از طرفین، طرف دیگر سکوت اختیار کند، بعد از مدتی تعارضات، حل نشده باقی میمانند و منجر به از هم پاشیدن رابطه میشوند. 

۱۳ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

🖊کمونیسم چه سرنوشت اندوهباری داشت

مهدی تدینی




وقتی او را در دادگاه نشاندند باورش نمی‌شد آخرین ساعات زندگی او و همسرش است. در دادگاه سر همه داد می‌زد. وقتی حکم اعدام او و همسرش در دادگاهی صحرایی در عرض چند ساعت صادر شد، فریاد می‌زد: «مرگ بر خیانتکاران! تاریخ انتقام ما را می‌گیرد!» وقتی می‌خواستند دست آن‌ها را ببندند مقاومت می‌کردند. آن‌ها را کت‌بسته به بیرون دادگاه بردند، چشم‌بند زدند و جوخۀ اعدام ماشه را چکاند. مردی که ۳۴ سال بر رومانی دیکتاتورانه حکومت کرده بود، غرق خون، بر زمین افتاد. پزشک آمد و زوج دیکتاتور را معاینه کرد تا مطمئن شود آن‌ها مرده‌اند...


نیکولای چائوشسکو روستازاده بود، در نوجوانی به بخارست آمد و آموزش کفاشی دید. استادش کمونیست بود و او هم در ۱۹۳۲ به حزب پیوست. در طول ۱۲ سال بعد چندین بار به دلیل فعالیت کمونیستی علیه رژیم شاه کارول، زندانی شد. در ۱۹۴۰ رژیمی فاشیستی در رومانی به قدرت رسید و بسیاری از کمونیست‌ها بازداشت شدند. چائوشسکو با گئورگی گئورگیوـ‌دژ هم‌سلول شد، کسی که در حزب کمونیست مقام بالایی داشت و بعدها حامی اصلی چائوشسکو شد.


در آخرین روز سال ۱۹۴۷ در رومانی «جمهوری خلق» اعلام شد و پیشرفت سیاسی چائوشسکو نیز آغاز شد. در ۱۹ سال آتی او پله‌پله در مدارج حزبی بالا رفت. ۱۹۵۴ دبیر کمیتۀ مرکزی در امور سازمانی شد که مقام بسیار مهمی برای بسط قدرت او بود، و سال بعد هم به ادارۀ سیاسی حزب که ۱۱ عضو داشت رسید، تا این‌که در سال ۱۹۶۶ پس از مرگ همان گئورگیو‌ـ‌دژ جانشین او شد. ابتدا به نظر می‌رسید می‌خواهد اختیارات حکومتی را بین افراد تقسیم کند، اما این فقط برای اول کار بود. او یکی‌یکی عناوین و سمت‌ها را تصاحب کرد. 


چند سال نخست اوضاع خوب بود و حتا محبوبیت هم داشت، به دو دلیل اصلی: یکی رونق اقتصادی در اواخر دهه ۱۹۶۰ و دیگری سیاست مستقلانه‌ای که او در بلوک شرق در پیش گرفته بود و آشکارا با شوروی مخالفت می‌کرد. او به غرب نزدیک شد، نیکسون در سال ۱۹۶۹ از رومانی دیدار کرد و چائوشسکو در ۱۹۷۰ به آمریکا رفت. او حتا سرکوب بهار پراگ را محکوم کرد.


در اوایل دهۀ ۱۹۷۰ به چین و کرۀ شمالی سفر کرد و در آنجا «پیشواپرستی» (کیش شخصیت) را از نزدیک مشاهده کرد و به خیال آن افتاد که پیشواپرستی را در رومانی نیز ایجاد کند. سال ۱۹۷۴ مقام ریاست‌جمهوری را هم بر عهده گرفت و از این پس خود را رسماً «پیشوا» نامید. نوعی دیکتاتوری استالینی ساخت، همراه با پیشواپرستی پررنگ و لعاب. هر سال در زادروز او کتاب شعری در ستایش او منتشر می‌شد و انواع القاب گزاف به او داده می‌شد: پسر خورشید، فرمانده کبیر، خدای زمینی و...


طبیعی بود که این نوع پیشواپرستی او را دچار پارانویا می‌کرد: او به دلیل امنیتی نزدیکانش را در سمت‌های مختلف می‌گمارد، به دلایل امنیتی هیچ لباسی را دوبار نمی‌پوشید، هر جا می‌رفت باید آنجا استریل می‌شد و صدها مأمور کارشان انجام همین امور بود. همسر او، النا، هم در این کیش شخصیت پابه‎پای شوهرش می‌آمد و خود را «مادر عاشق ملت» نامیده بود. و همزمان پلیس مخفی هر نوع مخالف و مخالفتی را سرکوب می‌کرد. 


صنعتی‌سازیِ بی‌تناسب باعث پکیدن اقتصاد، به خصوص بخش زراعت شده بود. حقوق‌ها پرداخت نمی‌شد، برق جیره‌بندی بود، مواد غذایی برای تأمین پول صادر می‌شد. اما او همچنان شیفتۀ طرح‌های صنعتی عظیم بود. وقتی در دوران گورباچوف در شوروی نسیم اصلاحات (پروستروئیکا) وزیدن گرفت، چائوشسکو آنقدر غرق پیشواپرستی خودساخته‌اش بود که محال بود بفهمد تاریخ به زودی ورق خواهد خورد.

 

اما قطار خودکامگی رفته‌رفته به ایستگاه آخر می‌رسید. در دسامبر ۱۹۸۹ در تیمیشوارا اعتراضات گسترده‌ای شکل گرفت و نیروهای امنیتی آن را به شدت سرکوب کردند. چائوشسکو اعتراضات را ناچیز می‌انگاشت و در کمال خوش‌خیالی از قضا در آن روزها به تهران سفر کرد. پس از سفر دو روزه‌اش به ایران، وقتی در ۲۱ دسامبر در برابر جمعیتی انبوه در بخارست سخنرانی می‌کرد، ناگهان جو علیه او شد و مردم او را هو کردند. دیکتاتور بهت‌زده باورش نمی‌شد انقلاب درست در یک‌قدمی اوست. پخش مستقیم سخنرانی او قطع شد و درگیری‌ها بالا گرفت. چائوشسکو و النا با هلکوپتر از آنجا گریختند. اما فردای آن روز سربازان ارتش آن‌ها را بازداشت کردند و برای آنکه نیروهای امنیتیِ رژیم را وادار کنند اسلحه را زمین بگذارند، بی‌درنگ دادگاهی چندساعته تشکیل شد و حکم اعدام زوج دیکتاتور بدون فوت وقت صادر شد. اعدام آن‌ها ناقوس پایان رژیم سوسیالیستی در رومانی بود. و کمونیسم چه سرنوشت اندوهباری داشت...

۱۰ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

خیراست هرچه که خدا بخواهد....

پادشاهی وزیری داشت که هر اتفاقی می افتاد، می گفت: خیراست! روزی دست پادشاه در سنگلاخ ها گیر کرد و مجبور شدند انگشتش را قطع کنند، وزیر در صحنه حاضر بود و گفت: خیر است!


پادشاه از درد به خود می پیچید، از رفتار وزیر عصبی شد، او را به زندان انداخت، یک سال بعد پادشاه که برای شکار به کوه رفته بود، در دام قبیله ای گرفتار شد که بنا بر اعتقادات خود، هر سال یک نفر را که دینش با آن ها مختلف بود، سر می بریدند و لازمه اعدام آن شخص این بودکه بدنش سالم باشد . 


وقتی دیدند اسیر، یکی از انگشتانش قطع شده، وی را رها کردند . آنجا بود که پادشاه به یاد حرف وزیر افتاد که زمان قطع انگشتش گفته بود: خیر است!


پادشاه دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر آزاد شد و ماجرای اسارت پادشاه را از زبان اوشنید، گفت: خیر است! پادشاه گفت: دیگر چرا؟؟ 


وزیر گفت: از این جهت خیر است که اگر مرا به زندان نینداخته بودی و زمان اسارت به همراهت بودم، مرا به جای تو اعدام می کردند...


❣️شما کار درست را انجام دهید نتیجه اش را به خدا بسپارید، حتما خیر است...!

۲۶ تیر ۹۸ ، ۱۱:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی

دخترها شما ایران را تغییر می‌دهید

 محمد فاضلی




⭕️ همه دخترها، روزتان مبارک. 

من بدون خواهر و فرزند دختر، زیستن از نزدیک در کنار دختران را در نقش دختری‌شان تجربه نکرده‌ام.

 نزدیک‌ترین تجربه من از زیستن در کنار دختران، تدریس در کلاس‌های جامعه‌شناسی است، از ابتدای دهه 1380، وقتی که دختران کلاس‌ها را اشغال کردند و جایی برای پسرها نبود.


✅ اگرچه با دخترها – جز بیست سال قبل در کنار همسرم - نزیسته‌ام  اما احساس می‌کنم دخترها نیروی تغییر جامعه ایران‌اند. آن‌ها گذار از «حضور غایب» به «حضور حاضر» زن در ایران را به تدریج محقق می‌کنند. 


✅ هر نیروی اجتماعی که یک تاریخ در حاشیه زیسته، وقتی تلاش می‌کند وسط صحنه اجتماعی قرار گیرد، دیده شود و اثر بگذارد، چالش می‌آفریند ظرفیت جامعه در درازمدت افزایش می‌یابد.


✅ دخترها همه جا هستند، جلوی چشم، مؤثر، کارآفرین، ورزشکار، درس‌خوان، فعال دانشجویی، نوازنده موسیقی، فعال سیاسی و جهان ایرانی امروز بدون آن‌ها هزار رنگ و عطر و طعم کم دارد. 


✅ حضور دخترها خشونت حاضر در ذره ذره‌های روابط اجتماعی را به چالش می‌کشد، خشونت مردانه، خشونت قدرت سیاسی مردانه؛ و به انسانیت بیشتر دعوت می‌کند.


✅ تلاش دخترها برای حضور گاه ایشان را قربانی خشونت می‌کند، اما آن‌ها وجدان اکثریت جامعه را شرمنده می‌کنند. آن‌ها قربانی خشونت می‌شوند و جامعه پلیدی خشونت را در وجدان خود تقبیح می‌کند. 


✅ من اگرچه به ملزومات ساختاری (اقتصادی و اقتصاد سیاسی) دموکراسی معتقدم، اما افزایش تعداد آدم‌های دموکراتیک، آن‌ها که به برابری، عدالت، نفی خشونت و حقوق بشر معتقدند، بر قوت دموکراسی می‌افزاید. حضور امروزین دختران جامعه را به این باورهای بنیادین نزدیک‌تر می‌کند. 


✅ دختران امروز در تلاش برای گذار به «حضور حاضر» برابری در همه چیز را مطالبه می‌کنند – از برابری در فرصت‌های شغلی، ارث، حضور سیاسی، تحصیل ... تا خصوصی‌ترین رفتارهای جنسی – و این همه چیز را به چالش کشیده است.


✅ فقه، حکومت، دانشگاه، عرف، رسانه، اقتصاد و خلقیات و رفتارهای غریزی هم تحت فشار برای تغییر است. شاید این بزرگ‌ترین تغییری باشد که جامعه ایرانی به خود می‌بیند چرا که نیروی بالقوه خواستار این تغییر حداقل پنجاه درصد جامعه را در بر می‌گیرد صرف‌نظر از مردانی که با این تغییرات همراه و همدل هستند.


✅ دختران امروز با مطالبه حضور در بازار کار، ناکارآمدی‌های حکمرانی و اقتصاد را بسیار بیش از گذشته به رخ می‌کشند، و با طرفداری از محیط‌زیست – که گویی با رویکردی مادرانه – بیشتر از مردان به آن تعهد دارند، بر قوّت جنبش‌های محیط‌زیستی می‌افزایند که خصائص الگوی توسعه را ناقص و شر تلقی می‌کنند. 


✅ دختران منادیان و حتی گاه تابلوهای تغییر سبک زندگی شده‌اند و با زندگی روزمره، و اغلب بدون هیچ قصدی برای کنش سیاسی، رنگ‌آمیزی متنوع زیست‌جهان ایرانی را رهبری می‌کنند. کتاب‌هایی که آن‌ها می‌خوانند بازار کتاب را تغییر می‌دهد و موسیقی‌ای که آن‌ها گوش می‌دهند ساختار سلیقه‌ را تحت تأثیر خود می‌گیرد. 


✅ دختران به عاملان مدارا هم بدل شده‌اند. زمانی کلاس‌های دانشگاه چند نفر معدود دختر را در بر می‌گرفت که به‌واسطه نوع پوشش و کردارشان، کم و بیش شبیه هم بودند. کلاس‌های دانشگاه امروز از اکثریت دختران تشکیل شده که کلاس را به «تنوع‌های هم‌زیست مداراگر» بدل کرده‌اند.


✅ دخترهای چادری، مانتویی (رنگارنگ) و سایر صورت‌های پوشش، در یک ردیف می‌نشینند، مذهبی و غیرمذهبی، بی‌مناقشه و در کنار هم مثل پرچمی از مدارای اجتماعی، عرصه عمومی را اشغال می‌کنند. مدارا در سبک زندگی را با زیستن‌شان جا می‌اندازند. 


✅ دختران در رشته‌های دانشگاهی – بالاخص علوم اجتماعی و انسانی – با برگزیدن موضوعات پایان‌نامه‌هایی که بسیاری از آن‌ها درباره زیست زنانه در جامعه ایران است، دانش این دوران جدید را نیز تولید می‌کنند. 


✅ جامعه ایران به تدریج گویی در حال یافتن دو بال برای پرواز است. دختران به تدریج به بال دوم جامعه ایرانی بدل می‌شوند، بالی که همه قالب‌ها را از طرق مختلف – از زیست جنسی گرفته تا کنش سیاسی – به هم می‌ریزد.


✅ قدرت مردانه و صورت سیاسی آن به شدت تحت فشار است. تاریخ ایران و مردان، آینده و تغییرش را تا حد زیادی مدیون دخترانی هستند که جهان ایرانی ما را تغییر می‌دهند. دخترانی که با زنانی که مادران‌شان بوده‌اند، بی‌اندازه متفاوتند. 


۱۵ تیر ۹۸ ، ۰۸:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شیدایی